ربا و بانكدارى اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - منظور از «اصطناع معروف» (انجام كار نيك) در اينجا چيست؟
(١) و شايد دليلش اين باشد كه قرض الحسنه دو كار مىكند، نخست اين كه نياز نيازمندى را بر طرف مىكند كه اين مشترك بين صدقه و قرض الحسنه است.
دوّم اين كه آبروى افراد نيازمند آبرومندى كه براى حفظ آبروى خويش، حاضر به قبول صدقه نيستند را حفظ مىكند، بنابراين هم رفع نياز مىكند و هم حفظ آبرو.
(٢) و امّا خصوص عدد مذكور شايد بدين جهت باشد كه هر كار خيرى (به مضمون مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها) ١٠ حسنه دارد [١] و چون قرض دهنده دو كار خير كرده است (رفع نياز، حفظ آبرو) بنابراين استحقاق بيست حسنه دارد ولى چون پول وام به او بازمىگردد، دو حسنه از آن كم مىشود، لذا قرض الحسنه ١٨ حسنه دارد و صدقه ١٠ حسنه، چون در صدقه يك كار خير بيشتر انجام نشده است. (دقّت فرماييد)
نتيجه اين كه چهارمين فلسفه حرمت ربا اين است كه رباخوارى عاطفه انسانى را ضعيف يا نابود مىكند.
من يأخذ الصّدقة له بها حاجة و الّذى يستقرض لا يكون الّا عن حاجة فالصّدقة قد تصل الى غير المستحقّ و القرض لا يصل الّا الى المستحقّ و لذا صار القرض افضل من الصّدقة: «حضرت رسول (ص) فرمودند: بر روى درب بهشت اين جمله را ديدم: صدقه ١٠ حسنه و قرض ١٨ حسنه دارد، از جبرئيل سؤال كردم علت اين امر چيست؟ در حالى كه صدقه دهنده پول خود را بازپس نمىگيرد ولى قرض دهنده بازپس مىگيرد، جبرئيل عرض كرد: آرى همين طور است، ولى تمام صدقات به مستحقين حقيقى نمىرسد، ولى كسى كه قرض مىگيرد واقعا مستحق است و احتياج دارد، به همين جهت ثواب قرض الحسنه از صدقه بيشتر است».
[١]- سوره انعام: آيه ١٦٠.