ربا و بانكدارى اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - سؤال مهم از مشروعيت ذاتى فلسفههاى هفتگانه براى تأسيس بانكها
(١) بنابراين فلسفههاى مذكور ذاتا خلاف شرع نيست، پس تأسيس بانك سالم با اهدافى كه ذكر شد و با شرايطى كه بعدا خواهد آمد، نه تنها كار خلاف شرعى نيست، بلكه مصداق آيه شريفه «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى» [١] مىباشد.
بنابراين، نظريه كسانى كه بانك را، به علت اين كه مؤسس اوليه آن غربيها بودهاند، يك چيز نامشروع مىدانند، باطل است، اينها مىگويند كه بانك وسيله استثمار مردم و ملتها توسط استثمارگران به وجود آمده است، به همين جهت بانكها ذاتا نامشروع هستند، ولى پاسخ اين دليل روشن است، به خاطر اين كه سوء استفاده از بانكها در دنياى امروز اگر چه جاى ترديد نيست ولى مجرد سوء استفاده از چيزى، دليل بر نامشروع بودن آن نيست؛ به عنوان مثال هواپيما يك وسيله بسيار آسان، راحت و خوب براى مسافرتهاست و زوّار بيت اللّه الحرام را در مدت زمان كوتاهى به سرزمين وحى منتقل مىكند- در حالى كه در زمانهاى قديم همين سفر نه فقط بسيار طولانى و پرمشقت بود، بلكه مشكلات و خطرات و تلفات فراوانى داشت- حال اگر عدهاى از جنايتكاران از اين وسيله سوء استفاده مىكنند و آن را تبديل به بمبافكنى قوى مىنمايند و شهرها، مدارس، بيمارستانها، كتابخانهها، مساجد، معابد و مردم بىگناه را با آن نابود مىكنند، دليل بر عيب اين اختراع نيست و هيچكس نمىگويد هواپيما به خاطر اين سوء استفادهها نامشروع است.
(٢) بنابراين سوء استفاده از بانكها و تبديل آن در دنياى امروز به يك وسيله براى استثمار ملّتها، سبب نمىشود كه بانك را نامشروع قلمداد كنيم.
(٣) كوتاه سخن اين كه اگر از بانكها به طور صحيح استفاده شود و بانك، يك بانك سالم و اسلامى باشد، براى زندگى در جوامع امروزى جزء ضروريات و واجبات است و مصداق روشن «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى» مىباشد.
[١]- سوره مائده، آيه ٣.