ربا و بانكدارى اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - ٤- ارتباط اخلاق و مسائل اقتصادى
(١)
٤- ارتباط اخلاق و مسائل اقتصادى
بين مكتبهاى اقتصادى مادّى و مكتبهاى اقتصادى الهى، در اين مسأله، اختلاف مهمّى هست:
در مكتبهاى مادّى اين دو مقوله، كاملا از هم جدا هستند، و هيچ تأثيرى اخلاق بر اقتصاد ندارد، اقتصاد در مكتبهاى مادى كاملا خشك و بىروح است، چرا كه معيار در اين طرز تفكّر درآمد بيشتر با تلاش كمتر است، از هر راهى كه مقدور باشد؛ يعنى هر چه سطح درآمد بالاتر و تلاش كمتر باشد مطلوبتر است، امّا مسائل اخلاقى هيچ جايگاهى در اين اقتصاد ندارد.
(٢) به همين جهت اگر درآمد، حتى از راه ساخت و فروش بمبهاى كشتار جمعى، مواد خانمانسوز مخدّر و حتى بردهفروشى و انسانفروشى- كه دنياى غرب به آن صريحا اعتراف مىكند- باشد براى آنها مطلوب است، چون اين مكتب، چيزى را به نام عواطف انسانى در كنار اقتصاد خود نمىشناسند، به همين جهت متمدّنترين انسانهاى اين مكتب سازندگان سلاحهاى كشتار جمعى و آدمفروشان و مانند آنها ... هستند، نه انسانهاى با عاطفه كه حسابى براى مسائل اخلاقى در مسائل اقتصادى باز كنند.
(٣) و امّا در مكاتب الهى كاملا مسأله بر عكس است، يعنى به گونهاى اخلاق و اقتصاد به هم گره خوردهاند كه قابل تفكيك و جدايى نيستند، تأمّل و تفكّر در واجبات، مستحبّات و مكروهات ابواب معاملات، دليل بر اين مدعى است.
(٤) روايتى كه علامه بزرگ، فقيه و اصولى توانمند، مرحوم شيخ انصارى