ربا و بانكدارى اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - ٢٧٦ بقره
اگر رباخواران دست از كار زشت خود نكشند با توسّل به اسلحه و نيروى نظامى آنها را بر سر جاى خود بنشاند.
(١) به هر حال چنين تعبير تندى در هيچ آيه از قرآن درباره هيچ گناهى از گناهان وارد نشده و نشان مىدهد كه رباخوارى از ديدگاه اسلام تا اين حدّ خطرناك و پرمفسده است.
(٢) و در پايان آيه براى اين كه حق و عدالت رعايت گردد مىافزايد: «هرگاه توبه كنيد مىتوانيد سرمايههاى خود را از بدهكاران (بدون سود) بازپس بگيرد و به اين ترتيب نه ظلم و ستم كنيد و نه بر شما ظلم و ستمى مىشود: (وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ).
(٣) در شأن نزول آيات بالا چنين آمده است كه شخصى به نام خالد بن وليد خدمت پيامبر رسيد و گفت: پدرم با طايفه «ثقيف» معاملات ربوى داشت و مطالباتش را وصول نكرده بود و از دنيا رفت، او وصيّت كرده مبلغى از سود اموالش را كه هنوز پرداخته نشده است تحويل بگيرم، آيا اين عمل جايز است؟ آيات بالا نازل شد و مردم را از گرفتن باقيمانده ربا كه در دست مردم است نهى كرد.
(٤) طبق روايت ديگرى بعد از نزول آيه، پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم اين جمله تاريخى را فرمود: «الا كلّ ربا من ربا الجاهليّة موضوع و اوّل ربا اضعه ربا العبّاس بن عبد المطّلب؛ آگاه باشيد تمام رباهايى كه از زمان جاهليّت باقى مانده است همه از شما برداشته شد و نخستين ربايى را كه برمىدارم و ابطال مىكنم رباى عمويم عبّاس است» (معلوم مىشود عبّاس در عصر جاهليّت از رباخواران بود).
(٥) كوتاه سخن اين كه قبل از نزول آيات بالا رباخوارى كم و بيش در ميان مردم رواج داشت، پس از نازل شدن اين آيات ربا بطور مطلق و قطعى و جدّى تحريم و رباخواران تهديد به قيام مسلحانه بر ضدّ آنها شدند، و تنها حق داشتند اصل سرمايه خود را بازپس بگيرند، نه بيشتر.