ربا و بانكدارى اسلامى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤ - گروه چهارم روايات دال بر هديه وامگيرنده به جاى بدهى او
حساب كن؛ كه در اين گروه يك روايت بيشتر نيست و آن روايت غياث بن ابراهيم است كه متن آن چنين است: محمّد بن يعقوب عن محمّد بن يحيى عن احمد بن محمد عن محمد بن يحيى عن غياث بن ابراهيم عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال: انّ رجلا اتى عليّا عليه السّلام فقال: انّ لى على رجل دينا فاهدى الىّ هديّة قال: احسبه من دينك عليه: [١]
(١) روايت از نظر سند معتبر است [٢] و مفهوم آن اين است كه: مردى نزد حضرت على عليه السّلام آمد و عرض كرد من از كسى طلبكارم، او هديهاى براى من فرستاده، فرمود: آن را از باب طلب خود حساب كن.
در تحرير الوسيله به اين روايت فتوى داده شده و اين كار، كار مستحبى محسوب گرديده است.
(٢)
راه جمع ميان گروههاى چهارگانه
روشن است كه اين گروههاى چهارگانه از روايات، ظاهرا با هم سازگار نيستند، زيرا بعضى گرفتن زياده و هديه را از سوى وامدهنده مجاز مىشمرد و بعضى نهى مىكند، بعضى آن را مستحب مىداند و بعضى مكروه يا حرام.
در اينجا دو راه جمع به نظر مىرسد:
(٣) ١- رواياتى كه دادن هديه و زيادى را مستحب مىشمرد ناظر به كار وامگيرنده بدانيم، بنابراين بر وامگيرنده مستحب است كه هديهاى بپردازد، و روايات نهى
[١]- الوسائل، جلد ١٣، ابواب الدين و القرض، باب ١٣، حديث ١.
[٢]- سند روايت معتبر است چون همه رجال موثق هستند، همانطور كه مرحوم علامه مجلسى در مرآة العقول، جلد ١٩، صفحه ٥٧ باب هدية الغريم، اين روايت را توثيق نموده است و از شهيد اول در دروس نقل مىكند كه به اين روايت عمل كرده است.