نبوت خاصه

نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣

درس چهاردهم: ختم نبوّت (٣)
چند شبهه و پاسخ آنها پرسش چهارم: برخى، از جنبه ديگر ايراد گرفته و مى‌گويند: مقررات اجتماعى يك‌ سلسله مقررات قرار دادى است كه بر اساس نيازمنديهاى اجتماعى وضع مى‌شود.
نيازهايى كه مبنا و اساس مقررات و قوانين اجتماعى است، به موازات توسعه و تكامل عوامل تمدن در تغيير است. نيازمنديهاى هر عصر با نيازهاى عصر ديگر متفاوت است.
پس چگونه ممكن است مقررات زندگى انسان در اين عصر، همان مقررات عصر قديم باشد؟ به عبارت ديگر، توسعه و پيشرفت عوامل تمدن، بطور حتم مقتضيات جديدى مى‌آورد؛ نه ممكن است جلوى «جبر تاريخ» را گرفت و زمان را به يك حال نگه داشت و نه ممكن است با مقتضيات زمان هماهنگى نكرد. پايبند بودن به مقررات ثابت و يكنواخت، مانع انعطاف و انطباق با مقتضيّات زمان و هماهنگى با قافله تمدن است.
جواب: در اين اشكال به تغيير نيازمنديها و جبر تاريخ و لزوم رعايت مقتضيات زمان اشاره شده كه بايد ابتدا پيرامون آنها بحث شود و سپس نظر اسلام را نسبت به حل اين مشكلات بيان كرد.
اين سخن كه لازمه تغيير نيازمنديهاى بشر بطور كلى، تغيير مقررات مربوط به آنهاست كلام صحيحى نيست. نيازمنديها دو گونه است: الف- نيازمنديهاى اولى كه از عمق ساختمان جسمى و روحى بشر و از طبيعت زندگى اجتماعى سرچشمه مى‌گيرد و تا انسان، انسان است و تا زندگى وى زندگى اجتماعى است، آن نوع نيازها هست. اين نيازها يا جسمى است يا روحى يا اجتماعى. نيازهاى جسمى از قبيل نياز به خوراك،