نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩
خلاصه احكام اسلامى با مصالح و مفاسد واقعى امور، رابطه علّت و معلولى دارد و احكام از اين جهت درجهبندى شدهاند و «باب تزاحم» در فقه اسلامى گشوده شده است و طى آن اسلام اجازه داده در موارد برخورد و اجتماع مصالح و مفاسد با توجّه به راهنماييهاى اسلام اهم را بر مهم ترجيح دهند.
قواعد كنترل كنندهاى در اسلام وجود دارد كه فقها آن را «قواعد حاكم» مىنامند كه به مقررات اسلامى خاصيت انعطاف و تحرّك و انطباق بخشيده است. قواعد «لاحرج» و «لاضرر» از اين دسته است.
اسلام اختيارات وسيعى رابه حكومت اسلامى و رهبران الهى آن داده است. ولىّ امر مسلمانان مىتواند با توجّه به مبانى اسلام، مقررات لازم را متناسب با مقتضيات زمان وضع كند.
در دوره خاتميت، اجتهاد و تفقه در دين، نقش اساسى و حساسى دارد، بطورى كه اجتهاد را «نيروى محركه اسلام» خواندهاند. ابن سينا مىگويد: «كليات اسلام، ثابت و غير قابل تغيير و محدود است، امّا حوادث و مسائل، نامحدود و متغير است و هر زمانى مقتضيات و مسائل مخصوص به خود دارد. به همين جهت، ضرورت دارد كه در هر زمانى گروهى متخصص و عالم به كليات و عارف به مسائل و پيشامدهاى زمان عهدهدار اجتهاد و استنباط حكم مسائل جديد از كليات اسلامى باشند.
پرسش ١- «تزاحم» به چه معناست؟ فرمايش پيامبر اكرم (ص) را در اين مورد بنويسيد.
٢- «قواعد حاكم» به چه معناست؟ دو قاعده از آن را نام ببريد؟
٣- علامهطباطبايى در مورد حدود اختيارات ولىّامر مسلمانان (ولى فقيه) چه نظرى دادهاست؟
٤- چه موضوعى، نيروى محركه اسلام خوانده مىشود؟ چرا؟
٥- چه خصوصياتى به اسلام، رنگ جهانى و جاودانى مىدهد؟ توضيح دهيد.