نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٩
انسانى است. از اين رو، از چنين كتابى نبايد انتظار داشت كه روش خياطى و معمارى به مابياموزد و درباره انواع بيماريها و داروهاى آن يا فرمولهاى رياضى و معادلات جبرى سخن بگويد؛ زيرا اينها نمىتواند هدف يك كتاب تربيتى باشد.
بااين حال گاهى قرآن در ضمن رهبرى بشر به مبدأ و معاد، يا در ميان سخن از قدرت بىپايان خدا، از مطالبى پرده برداشته است كه قبل از تحولات و پيشرفتهاى علمى هيچ كس از آن آگاه نبود. قرآن اسرارى از جهان آفرينش را در خود منعكس كرده است كه نمىتوان آن را معلول تصادف و يا نتيجه اطلاعات زمان نزول قرآن دانست؛ زيرا نمىتوان چنين اطلاعات وسيع و گستردهاى از عالم خلقت را (كه فقط دانشمندان عصر حاضر با ابزار علمى بر آنها دست يافتهاند) معلول تصادف دانست و گفت: اين مطالب بىاختيار بر زبان گوينده قرآن جارى شده است، همچنان كه نمىتوان آن را اثر اطلاعات زمان دانست؛ زيرا در زمان نزول قرآن از اين علوم و اطلاعات اثرى نبود. ناچار بايد گفت، آفريننده جهان اين همه اطلاعات را در قرآن نهاده است و از اين طريق، برگى زرّين بر برگهاى پرافتخار قرآن و تاريخ پيامبر اكرم (ص) افزوده است.
اينك بعضى از آن موارد را مورد بررسى قرار مىدهيم:
١- قرآن و قانون جاذبه بر اساس قانون جاذبه، تمام اجسام يكديگر را جذب مىكنند و هيچ موجودى، از اين قانون مستثنا نيست. نيروى جاذبه با فاصله دو جسم نسبت معكوس دارد؛ يعنى هر چه اجسام به يكديگر نزديكتر و فاصله آنها كمتر باشد، نيروى جاذبه آنها بيشتر مىگردد و هر چه فاصله اجسام بيشتر باشد، نيروى جاذبه آنها كمتر مىشود. در نتيجه اگر تنها قانون جاذبه بر جهان حكومت مىكرد، اجرام و اجسام به يكديگر مىپيوستند و نظم آنها از بين مىرفت. همچنين اگر تنها نيروى گريز از مركز وجود داشت، نظام كنونى نابود مىشد.
در سايه اين دو قانون، ميليونها ستاره و سياره در فضا معلّق است و بدون ستون مرئى يا عامل نگهدارندهاى در هوا به حركت خود ادامه مىدهد. اين قانون به صورت عمومى بر سرتاسر جهان آفرينش حكومت مىكند. كشف اين قانون به «نيوتن» نسبت داده شده كه براى نخستين بار در قرن هفده ميلادى با الهام گرفتن از سقوط يك سيب به زمين،