نبوت خاصه

نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٦

تشريح بدن ميت كه در عصر ما براى پيشرفت علم ضرورى شناخته شده، يكى از مصاديق باب «تزاحم» است. چنان كه مى‌دانيم اسلام احترام بدن مسلمان و تسريع در مراسم تجهيز و دفن ميّت را لازم شمرده است. از طرفى قسمتى از تحقيقات و تعليمات پزشكى در عصر ما وابسته به تشريح است. دو مصلحت در جهت مخالف يكديگر قرار گرفته است. در صورت انحصار اين امر به ميّت مسلمان و كافى نبودن ساير موارد و با مقدّم داشتن ميّت ناشناخته بر ميت شناخته شده و رعايت بعضى خصوصيات ديگر به حكم قاعده «اهم و مهم» از تشريح بدن ميّت مسلمان ممنوعيت برداشته مى‌شود. «١» ه- قواعد حاكم‌ چيز ديگرى كه به مقررات اسلامى خاصيت انعطاف و تحرّك و انطباق بخشيده و آن را جاويد نگه مى‌دارد، وجود يك سلسله قواعد كنترل كننده است كه در متن مقررات اسلامى قرار دارد.
قاعده «لاحرج» «٢» و قاعده «لاضرر» «٣» از اين دسته است. در حقيقت اسلام براى اين قواعد، حق «وتو» قائل شده است؛ يعنى هر حكمى از احكام اسلام، مشروط به عدم حرج و زيان مكلّف است و اگر درموردى، يكى از احكام مستلزم حرج و دشوارى طاقت‌فرسا يا زيان باشد برداشته مى‌شود.
و- اجتهاد اجتهاد يا تفقه در دوره خاتميت، وظيفه بسيار حساس و اساسى به عهده دارد و از عوامل جاويد ماندن اسلام و نيروى محركه آن محسوب مى‌شود.
ابن سينا فيلسوف بزرگ اسلامى با روشن بينى خاصّى اين مسأله را طرح كرده و مى‌گويد: كليّات اسلام، ثابت و غير قابل تغيير و محدود است امّا حوادث و مسائل،