نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦
٢- «اذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنى اسْرائيلَ انى رَسُولُ اللَّهِ الَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ التَّوْريةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتى مِنْ بَعْدِى اسْمُهُ احْمَدُ» «١» هنگامى كه عيسى بن مريم گفت: اى بنى اسرائيل، من فرستاده خدا به سوى شما و تصديق كننده تورات مىباشم، كه پيش از من آمده و بشارت دهنده پيامبرى هستم كه بعد از من خواهد آمد و نام او احمد است.
٣- «وَ لَمَّا جائَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِاللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذينَ كَفَرُوا فَلَمّا جائَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرينَ» «٢» و چون كتاب آسمانى قرآن از نزد خدا براى هدايت آنها آمد با اينكه كتاب (تورات) ايشان را تصديق مىكرد و با آنكه خود آنها پيش از بعثت رسول، انتظار گشايش و غلبه بر كافران را به واسطه ظهور پيامبر خاتم داشتند (و از خدا به نام آن پيغمبر طلب فتح و نصرت بر كافران مىنمودند) آن گاه كه آمد و با مشخصات او را شناختند كه همان پيغمبر موعود است باز كافر شدند و از نعمت وجود او ناسپاسى كردند كه خشم خدا بر گروه كافران باد.
در اين آيه به اين حقيقت اشاره شده كه اهل كتاب بر اساس كتابهاى آسمانىشان، پيامبر اسلام را بخوبى مىشناختند و انتظار او را مىكشيدند.
اشكال: اگر گفته شود كه ادعاى قرآن بر اينكه نشانههاى پيامبر در تورات و انجيل موجود است چگونه مىتواند دليلى بر وجود چنين مطالبى در آن كتابها باشد. كسانى كه قرآن را قبول ندارند، مىگويند اين يك ادّعاى محض است.
جواب: در برابر صراحت اين آيات، هرگز اهل كتاب اعتراض نكردند و مدّعى نشدند كه چنين نشانههايى در تورات و انجيل نيست، بنابراين آنها به اين نشانهها آگاه بودند، ولى به جهاتى از اعتراف به آن خوددارى مىكردند. از اين رو، قرآن بطور مكرّر آنان را به خاطر كتمان حق، توبيخ وملامت كرده و مىفرمايد: