نبوت خاصه

نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩

حم تَنْزيلُ الْكِتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزيزِ الْعَليمِ غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَديدِ الْعِقابِ ذِى الطَّوْلِ لا الهَ الّا هُوَ الَيْهِ الْمَصيرُ ما يُجادِلُ فى‌ اياتِ اللَّهِ الَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِى الْبِلادِ» «١» اين كتاب از سوى خداى شكست ناپذير قادر و دانا فروفرستاده شده است، خداى بخشنده گناه و پذيرنده توبه و سخت كيفر و صاحب نعمتهاى فراوان، جز او معبودى نيست و بازگشت (همه شما) به سوى اوست، تنها كسانى در آيات الهى مجادله مى‌كنند كه (از روى عناد) كافر شده‌اند، مبادا قدرت نمايى آنها تو را بفريبد.
اين آيات و آيات بعدى آن چنان حكيم عرب را تحت تأثير قرار داد كه وقتى «بنى مخزوم» دور او را گرفتند و از وى درباره قرآن داورى خواستند، گفت:
«وَاللَّهِ لَقَدْ سَمِعْتُ مِنْ مُحَمَّدٍ انِفاً كَلاماً ما هُوَ مِنْ كَلامِ الْانْسِ وَ لا مِنْ كَلامِ الْجِنِّ وَ اللَّهِ انَّ لَهُ لَحَلاوَةٌ وَ انَّ عَلَيْهِ لَطَلْاوَةٌ وَ انَّ أَعْلاهُ لَمُثْمِرٌ وَ انَّ أَسْفَلَهُ لَمُغْدَقٌ وَ انَّهُ لَيَعْلُوا وَ ما يُعْلى‌» «٢» به خدا سوگند هم اكنون از محمّد (صلى الله عليه و آله) سخنى شنيدم كه هرگز شبيه كلام انسان و جن نيست، داراى شيرينى خاص است و بر آن زيبايى مخصوص نمودار است، شاخسار آن پر ميوه و ريشه‌هاى آن پربركت است. سخنى است كه برترى مى‌گيرد و هيچ سخنى از آن برتر نمى‌شود و هرگز قابل معارضه و مبارزه نمى‌باشد.
او اين جمله‌ها را گفت و راه خود را پيش گرفت و قريش تصور كردند كه وى به آيين محمد (ص) گرويده است.
از هشام بن حكم نقل شده است كه گفت: ابن ابى العوجا و ابو شاكر ديصانى و عبدالملك بصرى و ابن مقفع كه همه از ملحدان بودند، در كنار خانه خدا جمع شدند و حاجيان را مسخره مى‌كردند و به قرآن طعنه مى‌زدند.