نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٠
پرده ازروى اين قانون بزرگ برداشت.
ولى حقيقت اين است كه قرآن مجيد در چهارده قرن قبل يعنى متجاوز از ده قرن قبل از نيوتن به اين حقيقت علمى در دو جاى قرآن اشاره كرده است. «١» در يكجا مىفرمايد:
«اللَّهُ الَّذى رَفَعَ السَّمواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها» «٢» خداوندى كه آسمانها را بدون ستونهاى مرئى برافراشت.
توضيح اينكه جمله «ترونها» صفت لفظ «عَمَد» كه جمع «عمود» است «٣»، مىباشد و ضمير در «ترونها» به عَمَد برمىگردد كه با اين وصف معناى جمله چنين مىشود:
«خداوندى كه آسمانها را برافراشت بدون ستونهايى كه آن را ببينيد.» در حقيقت، اين آيه ستون مرئى را نفى مىكند نه اصل ستون را.
اين نظر را بسيارى از مفسران، از آن جمله ابن عباس، اختيار كردهاند «٤» و احاديثى كه از پيشوايان ما رسيده، بطور كامل آن را تأييد مىكند:
حسين نبوت خاصه ٦٧ ٣ - قرآن و حركت زمين ص : ٦٥ بن خالد از امام هشتم على بن موسى الرضا عليه السلام نقل مىكند كه آن حضرت فرمود:
«الَيْسَ اللَّهُ يَقُولُ: بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها؟ قُلْتُ بَلى، فَقالَ: ثَمَّ عَمَدٌ لكِنْ لاتَرَوْنَها» «٥» آيا خداوند نمىفرمايد: بدون ستونى كه ديده شود؟ گفتم: آرى. فرمود: در آنجا (آسمانها) ستونهايى وجود دارد، ولى ديده نمىشود.
باتوجه به اين نظر، بايد ديد منظور از ستونهاى نامرئى كه ستارگان را از سقوط و اصطكاك نگه مىدارد چيست؟ اين همان نيروى مرموز ناپيدايى است كه نيوتن و دانشمندان ديگر نام آن را «جاذبه عمومى» گذاشتهاند و عبارتى رساتر و همگانىتر از (ستون نامرئى) نمىتوان پيدا كرد.