نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢
«هَلْ يَسْتَوِى الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لايَعْلَمُونَ» «١» آيا كسانى كه مىدانند، با آنان كه نمىدانند، برابرند؟
«فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ اجْراً عَظيماً» «٢» خداوند مجاهدان را بر نشستگان به پاداش بزرگ برترى داده است.
«انَّ اكْرَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ اتْقيكُمْ» «٣» همانا گرامىترين شما نزد خداوند، باتقواترين شماست.
ج- سوء استفاده نكردن از جهالت مردم يكى ديگر از اصولى كه پيامبر بدان پايبند بود، استفاده نكردن از جهالت و افكار خرافى مردم بود، هر چند مىتوانست از آنها در جهت منافع شخصى خود يا جذب مردم به اسلام بهره بگيرد.
اجتناب و پرهيز او از وسايل نادرست، بحدّى بود كه حتى اگر مقدمات آن از طرف ديگران نيز فراهم شده بود، آن را برهم مىزد.
هنگامى كه «ابراهيم» فرزند پيامبر (ص) درگذشت، خورشيد گرفت و توفان به پاشد.
مردم اين امر را نشانه و آيتى براى پيامبر تلقّى كردند و گفتند: گرفتن آفتاب به خاطر مرگ فرزند پيامبر بوده است. طولى نكشيد كه پيامبر (ص) بالاى منبر رفت و فرمود: «اى مردم! آفتاب و ماه، دو نشانه از نشانههاى خداوند و مطيع امر او هستند، نه براى مرگ كسى تاريك مىشوند و نه براى زندگى كسى. هنگامى كه كسوف و خسوف روى دهد، نماز بخوانيد. سپس از منبر پايين آمد و با مردم نماز خواند و بعد فرمود:
«يا على برخيز مقدمات دفن فرزندم را فراهم كن» «٤» بطور قطع اگر آن حضرت دعوى نبوت را وسيلهاى براى مقاصد شخصى قرار داده بود نه تنها با اين گونه تفكّرات مبارزه نمىكرد، بلكه از آن به سود خويش بهرهبردارى مىكرد.