نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧
آنها را فرا خواهد گرفت. در دوره جاهليت نيز تحدّى (مبارزطلبى) در قصايد و خطبهها معمول بوده و آن را وسيله شهرت و كسب موقعيّت در مجامع خود مىدانستند. پيامبر نيز با آنان تحدّى كرده و در آياتى از قرآن نيز اين مسأله آشكارا ذكر شده تا اين ندا در هر دورهاى از ادوار تاريخ شنيده شود و ناتوانى بشر در مقابله با اين كتاب آسمانى براى هميشه ثابت گردد. «١» پيامبر اسلام از نخستين روزهاى اعلام نبوّت خويش، قرآن كريم را سند نبوّت خود اعلام نمود. قرآن با بيان بسيار قاطع و صريحى همه جهانيان و كليه كسانى را كه در مرتبط بودن آن به مبدأ جهان آفرينش و خداوند بزرگ شك و ترديد داشتند، دعوت به مبارزه و مقابله نموده، بلكه تشويق و تحريك به آن كرده است، يعنى آنچه كه ممكن است كسى را وادار به مقابله به مثل نمايد و در او انگيزه ايجاد كند، در اين دعوتها به كار رفته است.
لحن تحدّى قرآن بقدرى محكم و گوياست كه هر شنوندهاى را تحت تأثير قرار مىدهد:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْأِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لايَأْتُونَ بِمِثْلِه وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً» «٢» بگو اى پيامبر، اگر همه انسانها و جنيان اجتماع كنند تا كتابى مانند قرآن بياورند نمىتوانند، اگر چه پشت به پشت هم دهند. (نهايت همفكرى و همكارى را به خرج دهند.)
در آيه ديگرى شرايط تحدّى را آسانتر كرده است و تنها به آوردن ده سوره همانند سورههاى قرآن بسنده كرده، امّا اين امر به صورت قاطعترى بيان شده است: