نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١
هر چه را عقل حكم كند، شرع بر طبق آن حكم مىكند «١» و هر چه را شرع فرمان دهد، عقل نيز به آن فرمان مىدهد.
عقل در فقه اسلامى، هم مىتواند اكتشاف كننده يك قانون باشد و هم مىتواند قانونى را مقيّد و محدود كند يا آن را تعميم دهد و هم مىتواند در استنباط از ساير منابع و مدارك، مددكار خوبى باشد. حق دخالت عقل از آنجا پيدا شده كه مقررات اسلامى با واقعيت زندگى سر و كار دارد. اسلام براى تعليمات خود، رمزهاى مجهول و غير قابل حل قائل نشده است.
ب- جامعيت اسلام اگر قانون يا مكتبى يك جانبه بود، منسوخ شدنش حتمى است؛ زيرا عوامل مؤثر و حاكم بر زندگى انسان فراوان است و چشمپوشى از هر يك از آنها خود به خود عدم تعادل ايجاد مىكند و هنگامى كه جوابگوى نيازمنديهاى گوناگون بشر نبود انسان دست نياز به قوانين ديگر دراز مىكند و در نتيجه آن مكتب از كارآيى مىافتد.
مهمترين ركن جاودانگى اسلام، توجه به تمام جوانب مادى، روحى، فردى و اجتماعىاست. جامعيت و همه جانبهبودن تعليماتاسلامى، موردقبول اسلامشناسان است.
اسلام با يك واقع بينى خاص، هم جهات روحى و معنوى بشر را در نظر گرفته و هم به جهات مادّى و جسمانى او توجه داشته است و براى تمام ابعاد وجودى او احكام و قوانينى مقرر كرده است.
مثلًا اسلام استفاده از دنيا و لذات آن را به شرط اينكه به معنويات و كمال بشر ضرر نزند، ستوده و منع نكرده است از طرف ديگر نيز كسب معنويات و ترقى روحى را به طور اكيد، سفارش كرده، به شرط اينكه زندگى دنيوى تعطيل نگردد «٢». چنانچه در