نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١
فكر مىكردم ولى نتوانستم معرفت كامل نسبت به آن بيابم و (به همين جهت) قدرت مقابله به مثل پيدا نكردم.
هشام بعد از نقل مطالب فوق مىگويد: در همين حال، حضرت امام صادق (ع) بر آنها گذشت و چنين فرمود:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْانْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هْذَا الْقُرْانِ لايَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً» «١» سپس آن گروه به يكديگر نگريستند و گفتند: اگر اسلام حقيقت داشته باشد، وصيت و خلافت محمّد منتهى نمىشود مگر به جعفر بن محمّد الصادق (ع)، چرا كه به خدا سوگند هرگز او را نديديم، مگر آنكه ديدارش ما را تكان داد و از هيبتش برخود لرزيديم.
و با اعتراف به ناتوانى خود از هم جدا شدند. «٢» تا اينجا بخوبى روشن شد كه فصيحان عرب و بليغان قوم و دشمنان اسلام در برابر قرآن نهايت ناتوانى را ابراز داشته و جز تسليم و اظهار عجز چارهاى نداشتند.