نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧
خلاصه پرسش چهارم: مقررات اجتماعى، امور قرار دادى است كه بر اساس نيازمنديهاى اجتماعى وضع مىشود و آنها نيز به موازات تكامل عوامل تمدّن، در حال تغيير بوده و بطور لزوم مقتضيات جديدى را پيش مىآورد كه نمىشود از آن جلوگيرى كرده و با مقتضيات جديد هماهنگى نكرد.
پاسخ: نيازمنديهاى بشر دو گونه است: نيازمنديهاى اولى كه از عمق ساختمان روحى و جسمى بشر سرچشمه مىگيرد و با زندگى اجتماعى بشر توأم است و نيازمنديهاى ثانوى كه به شكل و ظاهر زندگى مىپردازد. نيازمنديهاى ثانوى كه از توسعه و كمال زندگى نشأت مىگيرد، در حال تغيير است و قوانين نيز اگر خطوط اصلى زندگى راترسيم كند با تغييرات زندگى، هماهنگ خواهد بود، ليكن اگر بخواهد شكل ظاهرى زندگى را تثبيت كند، با توسعه علم و تمدن و نيازهاى ناشى از آن تضاد پيدا مىكند.
تاريخ، مجموعه حوادثى است كه سرگذشت بشر را تشكيل مىدهد. اگر عوامل پديد آورنده آن حوادث، نيازمنديهاى اولى بشر باشد، در تحت هيچ شرايطى تغيير نكرده و قانون ثابتى را مىطلبد و اگر عوامل تاريخساز، نيازمنديهاى ثانوى بشر باشد، با تغيير شرايط تغيير كرده و قانون متغيّرى مىطلبد.
پرسش ١- آيا قوانين با تغيير نيازمنديهاى بشر تغيير مىكند يا خير؟ توضيح دهيد.
٢- نيازمنديهاى اوليه با ثانويه چه فرقى دارند؟
٣- آيا عوامل تاريخى همه چيز را موقت، محدود و محكوم به زوال مىكند؟ توضيح دهيد.
٤- جبر تاريخ و جواب آن چيست؟