نبوت خاصه

نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨

اعتقاد دارند، بدون آنكه آنها را «نبى» بدانند، بطور كامل حل شده است؛ زيرا بخشى از ارتباطى كه در زمان رسول‌اكرم (ص) بين خالق ومخلوق وجودداشت، پس از رسول‌اكرم (ص) نيز وجود داشته و زمين هيچ گاه خالى از حجّت الهى و انسان كامل نخواهد بود. البته رابطه وحى الهى قطع شده است ولى رابطه زمين و آسمان بين خلق و خالق بطور كلّى قطع نشده است، بلكه پيشوايان معصوم نيز با فرشتگان خاصّى گفتگو داشتند «١» و اكنون نيز امام زمان (عج) با فرشتگان ارتباط دارد. در روايت چنين آمده است:
«كانَ عَلِىٌّ مُحَدَّثاً» «٢» على (ع) از كسانى بود كه فرشتگان با او سخن مى‌گفتند.
همچنين فاطمه زهرا (س) چنين بود، بگونه‌اى كه يكى از اسامى او محدّثه است. «٣» همه جانشينان پيامبر گرامى اسلام نيز بسان على (ع) «محدّث» بودند يعنى فرشتگان با آنان نيز سخن مى‌گفتند. «٤» پس انقطاع وحى و ختم‌نبوت به معنى انقطاع فيض معنوى خداوند نسبت به پويندگان راهش نيست.
نبوّت تبليغى و تشريعى‌ پرسش دوّم: پيامبران دو وظيفه داشتند: يكى اينكه از جانب خدا براى بشر، قانون و دستورالعمل مى‌آوردند. دوّم اينكه مردم را به خدا و عمل به دستورهاى الهى آن زمان دعوت كرده و آنها را تبليغ مى‌كردند. اغلب پيامبران فقط وظيفه دوّم را بر عهده داشتند و عده بسيار كمى كه قرآن آنان را «اولوالعزم» مى‌خواند، قانون و دستورالعمل مى‌آوردند.
اسلام با ختم نبوت، نه تنها به نبوت تشريعى خاتمه داد، بلكه به نبوت تبليغى نيز پايان بخشيد. در صورتى كه بشر در تمام دوره‌ها به كسانى كه او را هدايت كنند، نيازمند است.
پاسخ: حقيقت اين است كه وظيفه تبليغ و ارشاد كه وظيفه نبوت تبليغى بود، پس از پيامبر گرامى اسلام به دستور خداوند متعال به عهده جانشينان او گذاشته شده‌