نبوت خاصه

نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣

٣- «وَما أَرْسَلْناكَ الّا كافَّةً لِلنّاسِ بَشيراً وَنَذيراً وَلكِنَّ أَكْثَرَالنَّاسِ لايَعْلَمُونَ» «١» ما تو را نفرستاديم جز براى اينكه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهى و از عذاب او بيم دهى، لكن بيشتر مردم نمى‌دانند.
بر اين اساس، آياتى ديگر مانند: «ما أَرْسَلْناكَ الّا رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» «٢» ما تو را نفرستاديم مگر اينكه رحمت براى عالميان باشى يا آيه «انْ هُوَ الّا ذِكْرٌ لِلْعالَمينَ»» اين قرآن نيست مگراندرز و پندى براى جهانيان، و نمونه‌هاى فراوان آن در قرآن برختم نبوت دلالت مى‌كنند.
از اين گونه آيات بخوبى استفاده مى‌شود كه رسالت و بشارت و انذار پيامبر گرامى اسلام و پند و اندرز بودن قرآن، مربوط به تمام زمانها و همه مردم است و براى زمان خاص و مردم معينى نيست، زيرا هر دو آيه بدون هيچ قيد و شرطى مى‌گويد: پيامبر را براى اين فرستاديم تا بيم دهنده و بشارت دهنده همه جهانيان باشد. از اين آيات فهميده مى‌شود كه رسول اللّه (ص) آخرين پيامبر و آيين او آخرين مكتب الهى است، چون اگر محدود به زمانى باشد و پس از او پيامبرى بيايد، ديگر «لِيَكُونَ لِلْعالَمينَ» و «ذِكْرٌ لِلْعالَمينَ» صدق نمى‌كند. بنابر اين خاتميت از اطلاق اين گونه آيات استفاده مى‌شود.
نكته قابل توجه اين است كه خداى متعال در كتب پيامبران پيشين وعده به پيامبر بعدى داده است. اگر بنابود پس از رسول گرامى اسلام پيامبر ديگرى بيايد بايد در اين كتاب الهى نيز به آمدن آن وعده مى‌داد و چون چنين وعده‌اى در قرآن نيامده پس پيامبر اسلام خاتم پيامبران است.
ب- روايات‌ بااينكه قرآن‌كريم با صراحت هرچه تمامتربه خاتميّت‌نبوّت تصريح‌كرده، پيامبراكرم (ص) و پيشوايان معصوم (ع) نيز در فرصتهاى مناسبى پيرامون آن سخن گفته‌اند. اينك برخى از آنها را نقل مى‌كنيم: