نبوت خاصه

نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢

محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست، بلكه فرستاده خدا و خاتم انبياست و خداوند به همه چيز داناست.
«خاتم» بر وزن «حاتم» آن گونه كه اهل لغت «١» گفته‌اند به معناى چيزى است كه به وسيله آن به چيزى پايان دهند. مهرى را كه پس از بسته‌شدن نامه بر روى آن مى‌زدند و بدين وسيله پايان آن اعلام مى‌شد، خاتم مى‌ناميدند و چون بطور معمول بر روى نگين انگشترى نام يا شعارى مخصوص نقش مى‌كردند و همان را روى نامه‌ها مى‌زدند، انگشترى را خاتم مى‌ناميدند.
بنابراين، معناى ختم نبوت اين است كه نبوت به مرحله نهايى رسيده و به وسيله پيامبر اسلام، باب نبوت و دريافت وحى از خدا به عنوان «نبى» مهر شده و به روى هيچ كس تا قيامت باز نخواهد شد.
ممكن است كسى بگويد: اين آيه، اشاره به «خاتم النبيين» دارد و به «خاتم المرسلين» اشاره نكرده است. بنابراين، پيامبر اسلام ختم كننده انبياى الهى است نه ختم كننده «رسولان» پس ممكن است بعد از پيامبر اسلام، رسول ديگرى بيايد.
پاسخ اين است كه چون هر رسولى، نبى نيز هست، وقتى در آيه مزبور، آمدن «نبى» بعد از پيامبر اسلام نفى مى‌شود، آمدن «رسول» هم نفى مى‌شود، چون رسول كسى است كه حامل پيام خدا براى مردم است و نبى كسى است كه حامل خبر غيبى (دين) است و چون رسالت و پيام الهى براى مردم از خبرهاى غيبى است، پس وقتى نبوّت قطع شد، رسالت و پيام براى مردم نيز قطع مى‌شود. «٢» ٢- «تَبارَكَ الَّذى‌ نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‌ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمينَ نَذيراً» «٣» مبارك است خدايى كه فرقان را بر بنده خويش نازل كرد تابيم رسان جهانيان باشد. «٤»