نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٧
«لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ انْتُمْ تَعْلَمُونَ» «١» چرا حق و باطل را به هم مشتبه مىسازيد و حق را در حالى كه مىدانيد پنهان مىكنيد؟
اين آيات، حكايت مىكند كه پيامبر اسلام به كمك وحى الهى مدعى است كه كتابهاى پيشينيان، از بعثت او خبر داده و نام و خصوصيات وى، در كتب آنها وارد شده است و يهود و نصارا نيز در مقابل اين ادّعا ساكت شده و بناچار مزوّرانه به كتمان حق پافشارى مىكردند.
ب- بشارات موجود در عهدين عهدين (تورات و انجيل) در طول قرنها تحريف شده و از دستبرد خائنان مصون نمانده است. ازاين رو، نبايد انتظار داشت كه گزارشهاى قرآن، به همان صورت درست در كتب عهدين كنونى موجود باشد، با اين حال، به لطف الهى اين بشارات بكلّى نابود نشده بلكه گاهى به صورت روشن و گاهى به نحو اجمال مطالبى در اين كتابها باقى مانده است، از جمله:
١- پيامبرى برگزيده در كوه پاران: «محل بعثت پيامبر اسلام» همچنين در تورات مىخوانيم: «خداوند از سينا برآمده، از مسعير بر ايشان تجلّى كرد و از كوه پاران درخشان گرديد و با هزاران هزار مقدّسان ورود نمود و از دست راستش به ايشان شريعت آتشين رسيد.» «٢» منظور از برآمدن خدا در سينا، نزول تورات در سينا و منظور از تجلّى در مسعير، نزول انجيل در كوه مسعير و منظور از درخشندگى در پاران، نزول قرآن در كوه پاران است.
دليل بر اينكه مقصود از كوه پاران، سرزمين بعثت حضرت محمّد (ص) مىباشد، عبارت زير است كه در مورد داستان حضور هاجر و اسماعيل در سرزمين مكّه، چنين مىگويد: «خداوند آواز پسر را شنيد و فرشته خدا از آسمان، هاجر را ندا كرده، وى را گفت: اى هاجر، تو را چه شد، ترسان مباش ... و خدا چشمان او را باز كرد، تا چاه آبى