نبوت خاصه

نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٠

بگونه‌اى كه پيامبر، هنگام هجرت به مدينه (سيزده سال پس از بعثت) به على عليه‌السلام فرمان داد تا در مكّه بماند وامانتهاى مردم را به آنها برساند و سپس به مدينه مهاجرت كند. «١» ٢- ستم‌ستيزى و دفاع از مظلوم: يكى از خصوصيات روحى و اخلاقى پيامبر اسلام، مبارزه با ستم و ستمگر و يارى ستمديدگان بود، بگونه‌اى كه آن بزرگوار بيست سال قبل از بعثت در حالى كه بيش از بيست بهار از عمرش نگذشته بود، در پيمانى به نام «حِلف الفضول» شركت كرد كه بر اساس آن عده‌اى متعهد شدند با اتحاد، حقوق مظلوم را از ستمگر بگيرند.
٣- دورى از بتها و مفاسد: در ميان عربهاى دوران جاهليت، افكار خرافى، اوهام و افسانه‌پرستى رايج بود، ليكن در هيچ يك از صفحات تاريخ نه تنها نشانى از آلودگى پيامبر اسلام به آن مفاسد نيست، بلكه اظهار تنفر از آنها مطرح است. سنّ حضرت از چهار سال تجاوز نمى‌كرد كه از مادر رضاعى خود (حليمه) خواست تا همراه برادران رضاعى به صحرا رود. حليمه مى‌گويد: محمد را شستشو دادم و به موهايش روغن زدم؛ به چشمانش سرمه كشيدم و براى اينكه ديوهاى صحرا به او صدمه نرسانند يك مهره يمانى براى محافظت او به گردنش آويختم. محمد صلى الله عليه و آله و سلّم مهره را از گردن درآورد و چنين گفت: مادر جان! آرام باش، خداى من همواره با من و نگهدار و حافظ من است. «٢» ب- محتواى دعوت پيامبر اكرم (ص)
يكى از مسائلى كه بر حقانيت دعوت پيامبر دلالت دارد محتواى دعوت آن حضرت است كه در اينجا به بخشى از آن اشاره مى‌كنيم.
١- تفسير معقول از هستى: با دقت در محتواى دعوت آن حضرت مى‌يابيم كه مطابق با فطرت انسانى و ادلّه محكم عقلى است، عقل با تأمّل واقع بينانه پى‌مى‌برد كه جهان، وابسته به يك موجود مستقلِ داراى كمال بى‌نهايت است و نيز داراى هدف‌