نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥
«وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مالا يَضُرُّهُمْ، وَلايَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَاللَّهِ» «١» آنها چيزهايى را مىپرستند كه نه به آنها زيان مىرساند و نه سود و مىگويند اينها (بتها) شفيعان ما در پيشگاه خدايند.
اعراب نبوت خاصه ٦٠ ١ - قرآن و قانون جاذبه ص : ٥٩ فرشتگان را دختران خدا مىدانستند در حالى كه خودشان حتّى از شنيدن نام دختر- بواسطه شدّت تحقير زن در آن محيط- متنفر بودند.
معاد و رستاخيز مورد انكار آنان بود و اعتقاد به آن را نشانه جنون مىپنداشتند و نمىتوانستند اين مسأله را درك كنند كه چگونه ممكن است اعضاى پوسيده بار ديگر جامه حيات بر تن نموده و به صورت نخستين خود بازگردد.
«وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ اذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ انَّكُمْ لَفى خَلْقٍ جَديدٍ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا امْ بِهِ جِنَّةٌ» «٢» كافران گفتند: آيا مردى به شما نشان بدهيم كه خبر مىدهد هنگامى كه (مرديد و خاك شديد و) سخت از هم متلاشى شديد (بار ديگر) آفرينش تازهاى خواهيد يافت او بر خدا دروغ بسته يا به نوعى جنون گرفتار است.
اينها مطالبى است كه پيامبر سخت با آنها مبارزه كرد تا اين كه مجبورش كردند از مكه به مدينه هجرت كند با اين حال چگونه مىشود گفت كه پيامبر تعاليم خود را از دانشمندان و مروّجان فرهنگ بتپرستى گرفته است؟!