نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
خواهد ديد كه در طول زندگى درباره يك موضوع، چند گونه فكر كرده و نظر داده است.
اين كار شگفت نيست بلكه نشانه تكامل افراد عادى است. هر گاه همين فرد نه تنها در موضوعاتى نظر دهد، بلكه درباره حوادث تكان دهنده و رقّتبار امّتهاى پيشين بدون مراجعه به كسى يا كتابى سخن بگويد و بسيارى از حوادث را به مناسبت، در فاصلههاى مختلف تكرار كند امّا هيچ گاه دچار اختلاف و تضاد نگردد، بايد گفت آنچه مىگويد بدون شك از منبع وحى سرچشمه گرفته است.
آيه زير ناظر به اين جهت از جهات اعجاز قرآن است:
«وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً» «١» اگر قرآن از ناحيه غير خدا بود، مردم اختلاف و تناقض زيادى در آن مىيافتند.
پس چون هيچ گونه تناقض و اختلافى در آن نيافتند، معلوم است كه از ناحيه غير خدا نيست، بلكه وحى نازل شده از ناحيه خداى متعال است.
اعجاز قرآن از ديدگاه احكام و قوانين آيين اسلام از نخستين روز، از ويژگيهايى برخوردار بود كه هيچ يك از آنها در ديگر آيينهاى آسمانى ديده نمىشود. اسلام به صورت يك آيين جهانى به بشر عرضه شد و براى نفوذ خود هيچ حدّ و مرز جغرافيايى و نژاد خاصّى را نشناخت.
اسلام، تنها آيين راز و نياز، دعا و استغاثه نيست، بلكه رسالت خود را در متن اجتماع قرار داده و به تمام نقاط و جوانب زندگى بشر چشم انداخته است و درباره همه شؤون زندگى او نظر داده و هيچ موضوعى از دايره تشريع آن بيرون نمانده است.
عظمت قوانين اسلام در صورتى بخوبى جلوه مىكند كه بدانيم در روز درخشش ستاره اسلام، انحطاط فرهنگى و اخلاقى، سايه شوم خود را بر سر ملتهاى جهان بخصوص ملّت شبه جزيره عربستان افكنده بود و بر مردم اين سرزمين جز وحشيگرى و قانون جنگل چيز ديگرى حكومت نمىكرد. قلوب و افكار آنان به جاى توجّه به كسب و كار،