نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨
گواهى تاريخ بر ناتوانى عرب از مقابله با قرآن داورى وليد درباره قرآن گروهى از قريش براى حلّ مشكل نفوذ روز افزون اسلام در ميان جوانان و افراد آزادمنش به «وليد بن مغيره مخزومى»، كه به او ريحانه و حكيم عرب مىگفتند، مراجعه كرده از او خواستند نظر خود را درباره قرآن بيان كند. او مهلت خواست تا پس از گوش فرادادن به آيات قرآن، نظر خود را بگويد، براى اين كار او از جاى خود برخاست و در حجر اسماعيل كنار پيامبر نشست و به او گفت: پارهاى از اشعارت را بخوان! پيامبر فرمود: آنچه من مىخوانم شعر نيست، بلكه سخن خداست كه براى هدايت شما فرستاده شده است. سپس سيزده آيه از آيات سوره «فصّلت» را تلاوت نمود و هنگامى كه به اين آيه رسيد:
«فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ» «١» هر گاه از دعوت تو روى برگردانند بگو من شما را از صاعقهاى همچون صاعقه قوم عاد و ثمود برحذر مىدارم.
وليد سخت بر خود لرزيد و مو بر بدنش راست شد و در حالى كه سراپاى وجود او را بهت و تحيّر فراگرفته بود، راه خانه را پيش گرفت و چند روزى از خانه بيرون نيامد تا آنجا كه برخى از قريش به او بدبين شده و گفتند وليد راه نياكان خود را ترك گفته و راه محمد راپيش گرفته است. «٢» او با شنيدن اين سيزده آيه به يك جنبه از جهات اعجاز قرآن توجّه كرد كه همان جذبه و كشش اسلوب قرآن و آسمانى بودن معانى آن است.
در مورد ديگرى مفسران مىگويند: روزى كه سوره «غافر» بر پيامبر (ص) نازل شده بود، پيامبر با صداى دلنشينى آن راتلاوت مىنمود و «وليد بن مغيره» نزديك پيامبر نشستهبود، توجهاو بىاختيار به آن آيات جلب شد، پيامبر (ص) آيات زير راتلاوت مىفرمود: