نبوت خاصه - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٠
مىآورد- سبب مىشود كه مقتضيات اجتماع و زندگى در هر زمانى تغيير كند و انسان بطور حتم خود را با مقتضيات جديد تطبيق دهد كه با چنين مقتضياتى نبايد و نمىتوان مبارزه كرد.
يك قانون جاويد اگر بخواهد تمام مشكلهاى متغير زندگى را احاطه كند و هر مشكلى را به صورت خاصى حل كند، بايد از نوعى تحرّك و انعطاف بهرهمند باشد، نه خشك و جامد و انعطاف ناپذير. اكنون بايد ببينيم با حفظ اين اصل كه پيامبر اسلام (ص) فرمود:
«يا أَيُّهَا النَّاسُ حَلالى حَلالٌ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ حَرامى حَرامٌ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ» «١» اى مردم! بدانيد حلال من تا روز قيامت حلال است و حرام من تا روز قيامت حرام است.
چگونه راه حلهاى مختلف را در صورتهاى گوناگون زندگى تضمين مىكند. بطور مسلّم بايد در سيستم قانونگذارى اسلام، رازى نهفته باشد، تا بتواند بر اين مشكل عظيم فايق آيد.
رمز جاودانگى اسلام اساس جاودانگى اسلام، روح منطقى آن و تطبيق كامل دستوراتش با فطرت و طبيعت انسان و اجتماع است. اتّكا و وابستگى اسلام را به فطرت، با مشخصات زير مىتوانشناخت:
الف- اهميت دادن به عقل هيچ دينى مانند اسلام با عقل پيوند نزديك نداشته و براى آن «حق» قائل نشده است.
كدام دين را مىتوان يافت كه عقل را يكى از منابع احكام خود معرفى كند؟ فقهاى اسلامى منابع و مدارك احكام را چهار چيز شمردهاند: كتاب، سنت، اجماع، عقل. آنها ميان عقل و شرع رابطه ناگسستنى قائلند و آن را «قاعده ملازمه» ناميده و مىگويند:
«كُلَّما حَكَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَكَمَ بِهِ الشَّرْعُ وَ كُلَّما حَكَمَ بِهِ الشَّرْعُ حَكَمَ بِهِ الْعَقْلُ» «٢»