بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٩٩
بعد از شهادت زيد به مدينه آمده نزد امام صادق عليه السلام رفتم. به من فرمود: ...
آيا با عمويم در مبارزه با اهل شام حاضر بودى؟
- آرى.
- چند نفر از آنان را كشتى؟
- شش نفر.
- شايد تو درباره (ريختن) خون آنان در شك هستى؟
- اگر شك داشتم آنان را نمىكشتم.
فضيل مىگويد: شنيدم آن حضرت فرمود:
خداوند مرا در (اجر ريختن) آن خونها شريك كرد. سوگند به خدا، عمويم زيد و يارانش كه با او كشتهشدند شهيد از دنيا رفتند همانگونه كه على بنابىطالب عليه السلام و يارانش از دنيا رفتند. «١»
از اين روايات استفاده مىشود كه قيام زيد به دستور امام عليه السلام بوده و به خاطر رسوخ وى در عقيده به امامت، او را از پايان كارش نيز مطلع ساخته است.
شهرستانى مىگويد:
زيد امامت مفضول را با وجود فاضل در صورت وجود مصلحت جايز مىدانسته و معتقد بوده كه چون على عليه السلام از مشركانزياد كشتهبود، قلب فرزندان تازهمسلمان آنان براىامامت و رهبرى ايشان نرم و هموار نمىشد و مصلحتايجاب كرد كه ابوبكر خلافت را بهدست گيرد. «٢»
اين سخن شهرستانى واقعبينانه نيست، زيرا زيد بن على براى ايجاد يك ارتش قوى براى نابود كردن رژيم اموى، احتياج به وحدت و هماهنگى همه مسلمانها اعم از شيعه و سنى داشت و عقيده واقعى خود را در مورد امامت كتمان مىكرد و در مورد كسى از خلفاى راشدين اظهار نظر منفى نمىنمود تا مبادا اختلاف، سبب از هم پاشيدن نيروى مبارزان گردد. از اين رو موفق شد گروه بسيارى از غير شيعيان و حتى بعضى از فقهاى «٣»