بررسى مذاهب و فرق

بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٨٩

نفس چيز ديگرى كه نامش را كلام نفسى بگذاريم وجود ندارد. اما جواب آنچه گفته شده كه به خالق سخن متكلم نمى‌گويند و متكلم كسى است كه كلام قائم به اوست، اين است كه در حمل صفات بر يك موضوع، جز اين شرط نيست كه مبدأ (مصدر) قائم به موصوف باشد منتهى گاهى قيام حلولى است مانند عالم و گاهى قيام صدورى است مانند قاتل و ضارب، زيرا ضرب و قتل در قاتل و ضارب حلول نكرده بلكه آنها ايجاد شده‌اند. پس چه مانعى دارد كه توصيف خداوند به متكلم بسان توصيف او به رازق باشد كه ايجاد رزق و كلام مى‌كند. با اين بيان روشن شد كه صفت «تكلم» از صفات ذات نبوده و از صفات فعل است. اكنون محور دوم را مورد بررسى قرار مى‌دهيم كه آيا كلام خدا از جمله قرآن حادث است يا قديم؟ چنان‌كه قبلًا يادآورى شد از اوائل قرن دوم، اهل حديث قائل شدند كه قرآن (همين الفاظ و آياتى كه تلاوت مى‌شود) قديم است. ابوالحسن اشعرى خواست نظريه اهل حديث را به‌گونه‌اى عقل پسند اصلاح كند؛ از اين رو گفت: كلام نفسى قديم است. «١» پاسخ: اگر منظور از قديم بودن قرآن كه كلام خداست، همان قديم بودن كلام نفسى است، بايد گفت اين به قديم بودن علم خدا برمى‌گردد و درست است زيرا چنان‌كه ياد شد كلام نفسى غير از علم نيست و علم خدا از صفات ذاتيه است لكن علم الهى را به عنوان قرآن پنداشتن نوعى تأويل بدون دليل است. و اگر منظور اين است كه الفاظ و جملاتى كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد، قديم است چنان‌كه اهل حديث مى‌گفتند، جواب اين است كه الفاظ و حروف خاصيت انقضا و تدرج دارند و چنين موجودى نمى‌تواند قديم باشد بلكه آفريده خداست. برخورد امامان اهل بيت عليهم السلام با مسأله قديم يا حادث بودن قرآن‌ امامان اهل بيت عليهم السلام از همان زمانى كه بحث قديم يا حادث بودن قرآن ميان معتزله و اهل حديث مطرح شد، مى‌دانستند كه اين‌گونه بحث‌ها با انگيزه حقيقت‌جويى انجام‌