بررسى مذاهب و فرق

بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٦٠

ب- شناخت صفات ذاتيه و فعليه الهى. ج- تبيين عينيّت يا مغايرت صفات با ذات. د- تنزيه خداوند از صفات مخلوق مانند جسميت، احتياج، داشتن اعضا و جوارح و .... ه- تنزيه خداوند از امكان ديده شدن ولو در آخرت. معتزله از ميان مسائل ياد شده بيشتر به سه دسته اخير توجه كرده‌اند و از بقيه به‌طور اجمال گذشته‌اند، زيرا در آنها اختلافى با ديگر فرقه‌ها نداشته‌اند «١» و منظورشان از توحيد اين است‌كه خداوند مثل ندارد، منزه از صفات مخلوق است و صفاتش نظير علم، قدرت و حيات با ذات او يگانه هستند، به اين معنا كه مفاهيم مختلف- اسم و صفات- به يك وجود موجودند نه اين‌كه مفهوم لفظ «الله» همان مفهوم علم، قدرت و حيات باشد. آنان مى‌گويند اگر آن‌گونه كه اهل حديث و اشاعره قائلند، صفات خدا مغاير با ذاتش باشد، تعدد قدما يا تركيب و جزءداشتن لازم مى‌آيدكه خلاف ضرورت اديان الهى است. از اين رو معتزله به نفى صفات مشهورند و منظورشان نفى صفات زايد بر ذات است. «٢» ديدگاه معتزله پيرامون توحيد داراى ارزش علمى و برهانى است و از دانش «٣» امير مؤمنان على عليه السلام اقتباس شده است؛ زيرا واصل بن عطا بنيان‌گذار معتزله طبق گفته ابن ابى الحديد «٤»، شاگرد هاشم بن محمد بن حنفيه و محمد بن حنفيه شاگرد مكتب پدرش على عليه السلام بوده است. ديدگاه معتزله در صفات خبرى‌ دانشمندان كلام، صفات خداوند را به صفات ذاتى و خبرى تقسيم كرده‌اند «٥». آن دسته از صفاتى كه بر نوعى كمال دلالت دارند و از راه عقل قابل اثباتند مانند علم، حيات و قدرت، صفات ذاتى و صفاتى كه انسان هرگز از طريق عقل به آنها راه نمى‌برد و تنها از