بررسى مذاهب و فرق

بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٠٣

مهدويت قيام كرد پدرش عبدالله از امام صادق عليه السلام خواست با پسرش بيعت كند. آن حضرت فرمود: اگر مى‌پندارى كه اين فرزندت همان مهدى باشد (بدان كه) او مهدى نيست و نه الان، زمان خروج مهدى مى‌باشد و چنان‌كه مى‌خواهى او براى خدا خشم نموده و امر به معروف و نهى از منكر نمايد به خدا سوگند ما تو را كه پيرمرد و بزرگ ما هستى وانمى‌گذاريم و با فرزندت براى اين كار بيعت مى‌كنيم. «١» زيديه مى‌گويند: پس امام صادق عليه السلام انتخاب امام را از طريق بيعت حل و عقد قبول داشته و با زيديه در اين زمينه اتفاق دارد. «٢» سپس مى‌گويند كسى كه به امامت انتخاب شد و زمام امور را به دست گرفت تا وقتى كه به وظايف و مسؤوليت‌هاى خود عمل كند اطاعتش بر امت واجب است و گرنه بر مسلمانان واجب است او را عزل كرده عليه وى بپاخيزند، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده: تا وقتى قريش با شما هموار بودند و راست عمل كردند شما نيز با آنان به‌راستى رفتار كنيد و اگر از راستى بيرون آمدند شمشير را بر گردن‌هايتان بگذاريد و بساطشان را برچينيد. «٣» ديدگاه زيديه در مورد امامت اولاد فاطمه عليها السلام نشان مى‌دهد كه آنان امامت را مقامى انتصابى از سوى خدا نمى‌دانند و وجود امام را در حد يك رئيس‌جمهور و تنها براى رهبرى قيام لازم مى‌شمارند. از اين رو ضرورت وجود «نص» و لزوم اعلميت و عصمت را نيز از او نفى كرده‌اند و گفته‌اند كه از راه نامزدى و بيعت خبرگان با وى برگزيده مى‌شود بدين جهت زيديه به اهل سنت نزديك‌ترند و از سوى ديگر چون على عليه السلام را سزاوار امامت مى‌دانند و به امامت امام حسن و امام حسين عليهما السلام معتقدند به شيعه شباهت دارند. پس مى‌شود گفت كه زيديه نه شيعه هستند و نه سنى، چرا كه مقدارى از عقايد شيعه را با بعضى از عقايد اهل سنت آميخته و بدان ملتزم شده‌اند.