بررسى مذاهب و فرق

بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٢٣

بر علم تفصيلى به احكام شريعت از حوادث گذشته و آينده جهان به اذن الهى آگاهند، داراى مقام عصمتند، بنا بر مشيت الهى واسطه در خلق و تدبير آفرينش هستند، «١» هيچ‌گونه استقلالى از خود ندارند، بالاترين مراتب عبوديت، كرنش و بندگى را در برابر خداوند دارند. پيامبر و تمامى امامان، غير از امام دوازدهم از دنيا رحلت كرده‌اند و اين چنين نيست كه واقعيت بر مردم مشتبه شده آنان زنده باشند. تجاوز از اين مطلب و عقايد، غلو محسوب مى‌شود و آن، شكل‌ها و مراتب گوناگونى دارد كه به آنها اشاره مى‌شود: ١- اعتقاد به خدايى پيامبر يا امام يا اعتقاد به اين‌كه آنان در الوهيت، خالقيت يا تدبير آفرينش و روزى دادن شريك خداوند هستند. ٢- عقيده به اين كه پيامبر يا امام، تجسم وجود الهى هستند. ٣- اعتقاد به اين‌كه روح خداوند در بدن پيامبر يا امام درآمده و حلول مى‌كند و طبيعت او به شكل طبيعت الهى درمى‌آيد. ٤- قائل شدن به اين‌كه پيامبر يا امام پس از آفريده شدن، عهده‌دار آفرينش، روزى رساندن، ميراندن و زنده كردن هستند. به عبارت ديگر، قائل شدن به واگذارى اين امور از سوى خداوند به آنان كه صاحبان اين عقيده «مفوّضه» ناميده مى‌شوند. ٥- عقيده به پيامبرى امام. ٦- پيامبر يا امام را بدون وحى و الهام الهى عالم به غيب دانستن. ٧- معرفت امام يا پيامبر را تنها معيار رستگارى قرار دادن و با وجود آن معرفت، خود را از انجام واجبات و ترك گناهان بى‌نياز ديدن. «٢» از اين رو اغلب غاليان قائل به اباحيگرى بودند و بين دانشمندان علم رجال يكى از راههاى شناخت غاليان، امتحان افراد در وقت نماز بوده است. «٣»