بررسى مذاهب و فرق

بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٣٠

گفتنى است اجتهاد عالمان و فقيهان به‌معناى استنباط احكام فروع از اصول در مواردى مشروع و صحيح است كه دين اسلام حكم صريحى در آن باره نداشته باشد وگرنه اجتهاد مزبور غير از تغيير احكام خدا و عمل به رأى «١» نيست و از عبارت خليفه دوم استفاده مى‌شود كه او به مشروعيت «٢» دو متعه در زمان پيامبر اعتراف داشت، جز اين كه انجام آنها براى ايشان ناخوشايند بوده است. عمران مى‌گويد: در زمان پيامبر حج تمتع انجام مى‌داديم و قرآن بر آن نازل شده بود، امّا مردى طبق رأيش آنچه را خواست گفت. «٣» با وجود اين اجتهادات كه نمونه‌هايى از آن را يادآور شديم چگونه ممكن است فرق و مذاهب مختلف در جامعه رشد نكند و آيا مذهب‌سازى جز براساس اين است كه آيات و احاديث را به‌گونه‌اى معنى كنيم كه خواسته و مختار ما را تأييد كند و در مواردى كه نص صريح وجود دارد و قابل تفسير به‌گونه‌اى ديگر نيست، به‌عنوان اجتهاد به مخالفتش برخيزيم!! ٥- نفوذ فرهنگ‌ها و افكار بيگانه‌ با ممنوعيت نقل حديث و ضايع شدن عترت پيامبر، انديشه‌ها و فرهنگ بيگانه از دو راه در ميان تعاليم اسلام سرايت و نفوذ كرد و زمينه‌اى ديگر براى رشد مذاهب و فرقه‌ها به‌وجود آمد: