بررسى مذاهب و فرق

بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٧١

١- زمانى كه معتزله به قدرت سياسى دست يافتند اهل حديث را تحت تعقيب قرار مى‌دادند و محاكم تفتيش عقايد از نوع قرون وسطايى به‌ويژه در زمان مأمون تشكيل گرديد تا فقها و محدثان از اعتقاد به قديم بودن قرآن دست بردارند و در غير اين صورت يا كشته مى‌شدند يا زندانى مى‌گشتند. چنان‌كه احمد بن حنبل يك بار زمان مأمون به‌خاطر عقيده‌اش به قديم بودن قرآن، دست بسته از سوى فرمانده نظاميان بغداد اسحاق بن ابراهيم به‌سوى مأمون كه آن روز در يكى از شهرهاى مرزى به سر مى‌برد «١» فرستاده شد كه با فوت مأمون از وسط راه آزاد گشت و در زمان معتصم زندانى شد. درحالى‌كه اهل حديث از قداست و نفوذ اجتماعى برخوردار بودند و اين موجب بدبينى توده مردم نسبت به معتزله شد «٢» و اعتبار اجتماعى آنان را پايين آورد. ٢- بعضى از تعاليم معتزله جنبه منفى داشت و مورد پذيرش مردم نبود در حالى‌كه عقايد اهل حديث آن‌گونه نبود. به‌عنوان مثال، معتزله گفتند: شفاعت پيامبر صلى الله عليه و آله شامل مؤمنان فاسقى كه بى‌توبه از دنيا مى‌روند نمى‌شود و آنان در آتش جاودانه‌اند. در حالى‌كه عقايد اهل حديث اين بود كه شفاعت پيامبر صلى الله عليه و آله براى صاحبان گناه كبيره ذخيره شده و خلود در جهنم مخصوص كافران است و اين خود افكار و احساسات عموم را به‌سوى اهل حديث متوجه نمود. ٣- كناره‌گيرى ابوالحسن اشعرى از مكتب معتزله و تبليغ عليه آن با اين كه تا چهل سالگى پيرو آن مكتب بود. ٤- عقل‌گرايى مفرطانه معتزله و تأويل نصوص شرعى، در حالى كه اهل حديث پايبند ظواهر كتاب و سنت بودند و مى‌گفتند: ما از سنت پيامبر دست برنمى‌داريم و اين خود باعث شد كه معتزله ضد سنت قلمداد شوند. در واقع اهل حديث با اين شعار معتزله را خلع سلاح كردند. ٥- معتزله اعتقاد به عدل و امر به معروف و نهى از منكر را جزو اصول كلامى خود قرار دادند و در واقع ستمگرى‌هاى خلفا دست كم از نظر تئورى و اعتقادى براى آنان‌