بررسى مذاهب و فرق

بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٨٤

به نظر مى‌رسد كه خلفاى اموى و عَباسى براى حفظ تاج و تخت خود، از بازرگانان حديث كه دين خود را به نازل‌ترين قيمت مى‌فروختند كمك گرفتند و نظير احاديث مورد نظر اشاعره ساخته شد و به‌عنوان سنت نبوى در كتب صحاح قرار گرفت و نسل‌هاى بعد بى‌خبر از تاريخ غم‌انگيز حديث، آنها را سخن پيامبر پنداشتند درحالى‌كه اگر به اهل بيت او بازمى‌گشتند از سنت واقعى رسول خدا آگاه مى‌شدند و اين چنين در خدمت خلفاى ستمگر و مديحه سراى آنان نبودند. حسن و قبح افعال از ديدگاه اشاعره‌ اشاعره در اين بحث با انكار حسن و قبح عقلى به نوعى حسن و قبح شرعى قائل شدند. محور بحث اين است كه آيا عقل انسان مى‌تواند به خودى خود و صرف نظر از امر و نهى الهى، ضوابطى را براى افعال به‌ويژه افعال الهى در نظر بگيرد و براساس آنها حكم به لزوم انجام كارى و ترك كار ديگرى بكند؟ به‌عنوان مثال، بگويد: لازم است خداوند مؤمنان را به بهشت و كافران را به دوزخ ببرد، يا اين‌گونه قضاوت‌ها تنها براساس وحى صورت‌مى‌گيرد؟ اشاعره مى‌گويند: در امور تكوينى آنچه خدا انجام دهد نيكوست و در امور تشريعى آنچه خدا به آن امر كند خوب است، نه اين‌كه چون كارى خوب است خدا آن را انجام مى‌دهد يا به آن امر مى‌كند. بنابراين اگر خداوند مؤمنان را به دوزخ و كافران را به بهشت ببرد چون كار خداست خوب است و اگر خدا دستور دهد كه حق يتيم را پايمال كنيد چون فرمان خداست كار خوبى است. قهراً در مسأله عدل الهى هم گفتند هر كارى كه خدا انجام دهد عدل است نه اين‌كه چون عدل است خدا انجام مى‌دهد. بازگشت همه اينها به انكار حسن و قبح عقلى است و دليل انكارشان هم اين است كه اگر عقل بتواند حسن و قبح افعال را درك كند و بگويد بايد خداوند به عدل و خوبى عمل كند و فرمان دهد در واقع مشيت خدا را محدود ساخته و عقل انسان به‌عنوان يك حاكم، بر اراده الهى حكمرانى كرده است درحالى‌كه اراده خداوند محدوديّتى برنمى‌دارد و او هر چه خواهد مى‌تواند انجام دهد. پس مى‌تواند مؤمنان را به دوزخ و كافران را به بهشت ببرد و اگر اين كار را انجام داد از عدل بيرون نيامده است، لكن هيچ‌گاه اين كار را نمى‌كند،