بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٩٤
در اينجا به مواردى از عقايد ماتريديه و افتراقشان با اشاعره اشاره مىشود:
الف- هر دو مكتب بر لزوم ايمان به صفات خبرى تأكيد دارند؛ جز اينكه اشاعره وجود آن صفات را بهمعناى ظاهرىاش با قيد عمومى «بلاكيف» براى خداوند اثبات مىكنند ولى ماتريديه مىگويند: ما به وجود اين صفات در خدا بهمعنايى كه خودش اراده كرده، ايمان داريم، زيرا صفات خبرى «١» كه از راه كتاب و سنت به ما رسيده جزو متشابهات است كه بايد علم بدان را به خدا واگذار نمود و اصل تنزيه را در مورد او مراعات كرد.
ب- ماتريديه برخلاف اشاعره، به حسن و قبح عقلى به شكلى خاص معترفند يعنى مىگويند: عقل، حسن و قبح بعضى افعال را درك مىكند، اما نمىتواند بر خداوند واجب كند كه بايد كار حسن (همانند عدل) را انجام دهد و كار قبيح (مانند ظلم) را ترك كند زيرا كسى نمىتواند بر خداوند حكمرانى كند.
پاسخ: كار عقل فقط درك كردن است منتهى با توجه به صفات كماليهاى كه عقل در خداوند سراغ دارد، مىگويد: محال است خداوند با اين صفات، عدل نورزد و يا ظلم كند. به عبارت ديگر، عدل كردن و ظلم ننمودن وجوب بالقياس نسبت به ذات خداوند دارند يعنى از خداى آنچنانى صدور اينگونه افعال لازم و واجب است و اين غير از حكمرانى عقل بر خداوند است بلكه كشف يك واقعيت مىباشد.
دو مكتب اشاعره و ماتريدى مشتركاتى نيز دارند؛ بهعنوان مثال، هر دو بر جواز رؤيت خدا در آخرت و به كلام نفسى بهعنوان صفت قديم الهى تأكيد مىورزند و در مجموع هر دو مكتب، در دفاع از مكتب اهل حديث و رد بر معتزله وحدت هدف دارند.
مكتب كلامى ماتريديه برخلاف اشاعره از رواج چندانى برخوردار نشد زيرا ازطرفى ابوالحسن اشعرى در مركز حكومت اسلامى يعنى عراق مىزيست و دستگاه خلافت تنها از او حمايت كرد و از طرفى ديگر ماتريديه همانند معتزله به عقل بهاى بيشترى داد و اين يك نقطه منفى در آن عصر به حساب مىآمد. «٢»