بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١١٥
گزيدههايى از باطن شريعت از ديدگاه اسماعيليه
معناى غسل و باطن آن، تجديد پيمان با امام است. جماع، گفتگو كردن با كسى كه آشنايى با باطنيه ندارد و زنا، آموختن دانش به اوست. تيمم، آموختن دانش از مأذون است. نماز، دعا براى امام است، زكات، پخش و نشر علم و دانش ميان افراد است. روزه، كتمان مذهب و دانش از اهل ظاهر است. حج، دنبال دانش رفتن است. هر سال يك بار نماز واجب است. آتش، علم به ظواهر شريعت است و بهشت، علم به باطن آن است.
درهاى بهشت، مراتب علوم باطنيه است و نهرهاى شيرى كه در قرآن از نعمتهاى بهشت شمرده شده معادن باطن است. نهرهاى خمر علم به ظواهر است و نهرهاى «عسل مصفى» علم به باطن شريعت است كه از امامان و حجتها آموخته شده باشد. «١» آسمانها و زمينهاى هفتگانه اشاره به امامان هفتگانه است. «٢»
اسماعيليه براساس همان باطنگرايى و تأويل شريعت قائلند عيسى پسر يوسف نجار بود و سخن قرآن كه مىگويد عيسى پدر نداشت
بررسى مذاهب و فرق ١٢٠ ارزيابى عقايد اسماعيليه ..... ص : ١١٧
بدين معناست كه او معلم نداشت. «٣»
معناى قيامت، قيام قائم عصر است و آن عبارت از خروج هفتمين امام است. معاد برگشت هر چيز به اصل خودش از طبايع چهارگانه است. انسان مركب از جسم و روح است. جسم انسان مركب از صفراء، سوداء، بلغم و خون است پس جسم تحليل رفته و به اصل و طبيعت خود برمىگردد، اما روح انسان كه همان نفس مدركه باشد اگر با انجام عبادات صفا پيدا كرده و با دورى از شهوات و تغذيه از علوم باطن رشد كرده باشد به عالم روحانى كه از آنجا جدا شده برمىگردد و به او گفته مىشود:
«إِرْجِعى الى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً» برگرد به سوى پروردگارت در حالى كه خشنود و مرضى (مورد رضايت) هستى اما نفسهايى كه در اثر عدم پيروى از امامان معصوم، از رشد بازماندهاند براى هميشهدر شكل تناسخ باقى مىمانندو از جسدها جدا نمىشوند. «٤»