بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٩١
فرمان دهد. و در اين زمينه به ظاهر تعدادى
بررسى مذاهب و فرق ٩٦ زيديه ..... ص : ٩٥
«١» از آيات استدلال كرده است كه به بعضى اشاره مىشود:
خداوند نامها را به آدم ياد داد سپس به فرشتگان كه بر آفرينش آدم اعتراض كرده بودند خطاب كرد و فرمود:
«أَنْبِئُونى بِأَسْماءِ هؤُلاءِ انْ كُنْتُمْ صادِقينَ» «٢»
اگر راست مىگوييد از اسامى اينها خبر دهيد.
درحالى كه خداوند متعال مىدانست آنان از آن نامها اطلاعى ندارند و نمىتوانند از آنها خبر دهند.
پاسخ اين است كه اولًا تكليف فراتر از توان، از نظر عقلى قبيح و زشت است پس محال است خداوند حكيم چنين تكليفى داشته باشد.
ثانياً خود فرموده:
«لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها» «٣»
خداوند هيچ نفسى را جز به اندازه توانش تكليف نمىكند.
ثالثاً همانگونه كه در علم اصول بيان شده گاهى آمر و فرمان دهنده با انگيزه طلب جدى و واقع شدن فعل در خارج، انجام آن را از كسى مىخواهد و گاهى با انگيزه امتحان يا آشكار نمودن ناتوانى طرف از انجام فعل يا امور ديگر، امرى را صادر مىكند. و در آيه ياد شده انگيزه فرمان الهى اين بوده كه بر فرشتگان ثابت شود كه آنان دانش آدم عليه السلام را ندارند و از علم به نامهاى ياد داده شده به آدم عليه السلام ناتوانند. پس هدف جدّى اين نبوده كه آنها بايد از آن نامها با اين كه علمش را ندارند خبر دهند.
هواداران مكتب اشعرى بعدها دلايل ديگرى را اضافه كردند. غزالى مىگويد: