بررسى مذاهب و فرق

بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٨٧

گريزگاهى به نام كسب‌ ابوالحسن اشعرى دريافت كه با قبول جبر، مسأله امر و نهى و ثواب و عقاب الهى باطل و لغو مى‌شود، براى دفع اشكال گفت: خداوند خالق همه چيز از جمله افعال انسان است اما انسان كسب كننده اعمال خودش است و هر فعلى‌كه از انسان صادر مى‌شود داراى دو جهت خلقى و كسبى است؛ ايجاد و خلق عمل از خدا و كسب آنان از انسان است و از اين جهت مسؤول اعمال خويش است و معيار اطاعت و عصيان و ثواب و عقاب نيز كسب است. «١» پاسخ: براساس نظريه كسب آيا انسان نقشى در صدور فعل دارد يا نه؟ در صورت اول، نمى‌توان فعل انسان را در بست مخلوق و آفريده خدا دانست و دست كم، آن فعل مخلوق خدا و انسان است و در اين صورت اصل توحيد در خالقيت با تفسيرى كه اشاعره از آن دارند آسيب مى‌بيند. و اگر صورت دوم صحيح باشد يعنى انسان در فعلى كه انجام مى‌دهد نقشى نداشته باشد پس، چرا بايد او مسؤول اعمال خودش باشد؟! پس نظريه كسب مشكل جبر را حل نمى‌كند. صفت تكلم از ديدگاه اشاعره‌ به اتفاق متكلمان يكى‌از صفات خدا «تكلم» است. درباره آن در دو محور بحث مى‌شود: ١- آيا صفت تكلم همانند علم و قدرت از صفات ذات است يا مانند رازقيت و خالقيت از صفات فعل است؟ ٢- آيا كلام خدا از جمله قرآن حادث است يا قديم؟ معتزله گفتند: تكلم از صفات فعلى است و مقصود از متكلم بودنش اين است كه خدا كلامى را مركب از حروف و جمله‌ها همراه با صوت ايجاد مى‌كند، نه اينكه حقيقت كلام بسان علم و قدرت در ذات او حلول كند «٢» و چه‌بسا كلام را در جسمى ايجاد كند و پيامبر خدا صدايى را از كوه و درخت بشنود. «٣»