بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٨٠
لازم به ذكر است كه مورد بحث آنان، ديدن خدا با چشم حسى و فيزيكى است كه تحقق آن در گرو يك رشته شرايط فيزيكى است كه بدان اشاره مىشود:
١- يك نوع مقابله بين رائى و مرئى حاكم باشد.
٢- مانعى ميان بيننده و ديدنى نباشد.
٣- نور كافى براى ديدن وجود داشته باشد، خواه بگوييم نورى از جسم كه حامل تصوير مرئى است برمىخيزد و بر شبكيه چشم وارد مىشود كه نظريه صحيح است يا گفته شود نورى از چشم برمىتابد و ديدن تحقق مىپذيرد.
بهيقين تحقق رؤيت با اين قيود و شرايط بدون جهت داشتن و آثار جسمانى مرئى ممكن نيست، بنابراين اعتقاد به رؤيت خداوند در آخرت با جسم ندانستن او، سفسطهاى بيش نخواهد بود و دلايل عقلى و نقلى كه بر جسم نبودن خداوند دلالت دارد دليل بر رد اين نظريه نيز هست.
اكنون به بررسى بعضى از مهمترين دلايل اشاعره در اين زمينه مىپردازيم:
آنان مىگويند خدا فرموده:
«وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ الى رَبِّها ناظِرَةٌ وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ تَظُنُّ انْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ» «١»
(در آنسرا) چهرههايى خرم و شادابند بهسوى پروردگار خود مىنگرند و چهرههايى در آن روز گرفتهاند و گمان دارند كه عذاب كمرشكن در كمين آنان است.
جمله «الى رَبِّها ناظِرَةٌ» مدرك اشاعره بر عقيده مزبور قرار گرفته است.
پاسخ:
الف- كلمه نظر «٢» يا ديدن با توجه به قراين موجود در كلام معانى متفاوتى به خود مىگيرد، اگر گفته شود دوست من از خيابان عبور كرد و من او را ديدم طبعاً منظور رؤيت جسمانى است اما اگر بگوييم فلانى سرباز ارتش است و پيوسته به مقام بالاتر از خود