بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٦٨
همانا شفاعتم براى صاحبان گناه كبيره، از امّتم خواهد بود.
و در هر صورت مدلول قطعى و مشترك همه آيات و احاديثِ شفاعت، اين است كه گنهكاران مؤمن، جاودانه در جهنم نمىمانند. اما خطاى معتزله در عقيده به جاودانگى گنهكاران مؤمن در جهنم، موجب شده كه آنان به خطاى ديگرى دچار شوند و با تأويل آيات و احاديث شفاعت، آن را به توبهكاران اختصاص دهند.
افزون بر آنچه ياد شد، تأويل معتزله از جهت ديگر نيز باطل و نادرست است؛ زيرا اگر شفاعت كردن شافعان فقط به معناى طلب درجات بيشتر و مقام بالاتر براى صالحان باشد لازمهاش اين است كه ما نيز درباره پيامبر صلى الله عليه و آله شفاعت كرده باشيم؛ زيرا برايش درجات برتر و بيشتر از خداوند مىطلبيم. درحالىكه اين مطلب نادرست است؛ زيرا بايد مقام و منزلت شافع در نزد خدا، برتر از شفاعت شده باشد! «١»
٤- منزلت بين دو منزلت
اين اصل بيان مىكند كه صاحب گناه كبيره نه مؤمن است نه كافر، بلكه فاسق بوده و جايگاهى بين آن دو دارد و كيفرش سبكتر از كيفر كافر، منافق و مرتد است.
ديدگاه معتزله بر اين اساس است كه عمل جزو ايمان است و اگر كسى به انجام گناه كبيره مبادرت ورزد از ايمان خارج مىشود. دراين زمينه دلايلى دارند كه به يك مورد «٢» اشاره مىشود:
«هُوَالَّذى انْزَلَ السَّكينَةَ فى قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ لِيَزْدادُوا ايماناً مَعَ ايمانِهِمْ» «٣»
او خداوندى است كه آرامش را در قلوب مؤمنان فرود آورد تا بر ايمانشان افزوده شود.
در اين آيه صحبت از زيادى ايمان است و اگر حقيقت ايمان عبارت از تصديق قلبى باشد كمى و زيادى برنمىدارد زيرا تصديق قلبى يا هست يا نيست؛ به خلاف اينكه عمل جزو ايمان باشد كه در اين صورت به تعداد اعمال، قابل كم يا زياد شدن هست.