بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٦٥
كه شفاعت، موجب مىشود درجه صالحان و مؤمنان گنهكارى كه با توبه از دنيا رفتهاند بالا رود نه اينكه شفاعت موجب بخشش مجرمان و فاسقان گردد. «١»
آنان براى اثبات جاودانگى صاحب گناه كبيره در آتش به اطلاق تعدادى از آيات استدلال كردهاند كه به بعضى اشاره مىشود:
«انَّ الُمجْرِمينَ فى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ» «٢»
مجرمان در عذاب جهنم جاودانهاند.
و بديهى است كه هر گنهكارى ولو اهل ايمان باشد، مجرم است.
پاسخ اين است كه دلالت آيه بر مدعاى آنان به اطلاق است و اطلاقات قرآنى قابل تقييد بهوسيله آيات ديگر است؛ چنانكه به دليل آيات توبه، همه مسلمانان اتفاق دارند مؤمن فاسقى كه توبه كرده باشد از اطلاق آيه خارج است و كيفرى نمىبيند. پس اگر دليل اقامه شود كه رحمتالهى شامل مؤمنان فاسقنيز مىشود، اطلاقآيه تقييد «٣» مىخورد وجاودانگى در جهنم منحصر به كفار و منافقان مىشود. دراين زمينه مىتوان بهاين آيه استدلال نمود:
«انَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ انْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ» «٤»
خداوند نمىآمرزد كه به او شرك ورزيده شود و غير آن را براى هر كه بخواهد مىآمرزد.
شكى نيست كه اگر مشرك نيز توبه كند بخشيده مىشود و اين قرينه است كه هر دو بند آيه به غير حال توبه نظر دارد، يعنى خداوند، مشركى را كه توبه نكند هيچگاه نمىآمرزد، اما غير مشرك از اهل ايمان و اطاعت اگر بدون توبه از گناه بميرند خداوند هركدام از آنان را كه بخواهد، مشمول رحمت و آمرزش خود قرار مىدهد.
معتزله در مورد عدم شمول شفاعت نسبت به مؤمنان گناهكار و جاودانگى آنان در