بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٦٣
خداوند، اين نظريه را برگزيدند «١» و گفتند اين خلاف عدل است كه خداوند بندگانش را به خاطر گناهان غير اختيارى كيفر دهد. پس عدل مورد نظر معتزله حاكى از ديدگاه آنان در مسأله اختيار بندگان نيز مىباشد.
البته بحث عدل به مسأله حسن و قبح عقلى نيز گسترش پيدا كرد و اين بحث مطرح شد كه اولًا آيا بعضى افعال در ذات خود نيك و بعضى زشت است؟ ثانياً آيا عقل مىتواند خوبى و بدى آنها را درك كند يا نه؟
اهل سنت و حديث گفتند: عادل بودن خدا به معناى اين است كه او منشأ عدل است؛ هر چه او انجام دهد عدل و آنچه به آن فرمان دهد عادلانه و نيك است يعنى حسن و قبح و عدل و ظلم از فعل خدا انتزاع مىشود. اگر خداوند از چيزى باز دارد، به صفت زشتى متصف مىشود پس اگر دوباره به آن فرمان دهد، متصف به نيكى مىشود. «٢»
معتزله گفتند: افعال صرف نظر از اراده تكوينى و تشريعى خداوند، متفاوتند؛ بعضى نيك و بعضى زشتند و عقل مىتواند آنها را درك كند و كارهاى خداوند براساس عدل است نه اينكه آنچه او انجام دهد عدل است. قاضى عبدالجبار معتزلى مىگويد:
بهطور بديهى عقل انسان حسن و قبح افعال را بهطور اجمال درك مىكند. «٣»
ديدگاه معتزله در مسأله عدل الهى هر چند داراى امتياز و نقاط مثبتى است لكن تفويض مورد نظر آنان را نمىتوان پذيرفت، زيرا افعال انسان بهعنوان يكى از موجودات امكانى، بيرون از اراده و مشيت الهى نيست و انسان همانگونه كه در پيدايش، نيازمند به خداست در بقا و استمرار هستى و نيز در انجام كارها به او محتاج است، جز اين كه خطاست اگر همانند اهل حديث خداوند را علّت مباشر و مستقيم اعمال بندگان بدانيم بلكه اراده او بر اين است كه اعمال انسان از اراده خودش ناشى شوند و اگر كارهاى انسان بدون اختيار و اراده از او سر زند، خلاف اراده الهى است و او انسان را بر انجام