بررسى مذاهب و فرق

بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٦٢

است كه البته نام‌گذارى آن به تأويل خلاف اصطلاح است اما معتزله در مواردى به تأويل از نوع اول دچار شده‌اند كه باطل است و علت آن عقل‌گرايى مفرطانه و بهاى بيش از حد به عقل دادن است، زيرا مقصد جدى هر گوينده‌اى بعد از تفحص از قرائن احتمالى به دست مى‌آيد، بنابراين معيار قرار دادن ظهور ابتدايى الفاظ در فهم مقاصد گوينده و سپس حمل آنها بر خلاف معناى ظاهر به پندار اينكه خلاف حكم عقل است كارى ناصواب و دور از منطق علمى است. باتوجه به اين نكته، مقصود جدى آيه‌اى همانند «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ» با توجه به قرائن عرفى و عقلايى، برترى قدرت خدااز مردم‌است و عبارت ياد شده كنايه‌از آن‌است، نه اينكه آيه براى خداوند دست داشتن را ثابت مى‌كند و ناگزير بايد آن را تأويل نمائيم. «١» ٢- عدل‌ از ميان صفات الهى، عدل به عنوان يك اصل اعتقادى از سوى اماميه و معتزله در جدول عقايد اسلامى قرار گرفته است و اين مطلب حاكى از اين است كه مسأله اختلافى بوده و ديدگاه‌هاى متفاوتى در اين زمينه وجود داشته است. «٢» توضيح اينكه اهل سنت و حديث در مسائل اعتقادى پايبند ظواهر آيات و احاديث بودند؛ آنان براى تحفظ بر اصل خالقيتِ خداوند «٣» بر همه چيز، گفتند: افعال بندگان نيز همانند همه موجودات به‌طور مباشر و مستقيم، آفريده و مخلوق خداست و اگر بگوييم خداوند در كار بندگان دخالتى ندارد و آنان خود فاعل كارهايشان مى‌باشند به شرك در خالقيت و فاعليت دچار شده‌ايم. معتزله گفتند: انسان در هستى خود محتاج خداوند است، اما در انجام كارها از او بى‌نياز است و اختيار آنها به او واگذار شده است كه در اصطلاح «تفويض» در برابر جبر ناميده مى‌شود. معتزله براى حفظ اصل تنزيه و نسبت ندادن زشتى‌هاى بندگان به‌