بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٥٧
معتزله
جمودگرايى اهل حديث و عزل عقل از حوزه مباحث كلامى كه منجر به پيدايش انديشههاى كلامى نادرستى گشت- خدا به مخلوقاتش تشبيه شد، افعال بندگان از خوب و بد به خدا نسبت داده شد و اختيار از انسان سلب گرديد و ...- زمينه را براى پيدايش گروه معارضى بهنام معتزله پديد آورد كه در عقايد و انديشههاى كلامى، بيشتر بر اصول عقلى و مبادى برهانى تكيه داشتند. اين گروه در اوائل قرن دوم ظاهر شدند و در مقايسه با اشاعره كه بعد از آنان پديد گشتند، نقاط مثبتى داشتند هر چند به خاطر دورى از مكتب اهل بيت عليهم السلام و رها كردن ثقل اصغر مشكلات فكرى و اعتقادى ديگرى پيدا كردند.
حيات معتزله را به سه دوره مىتوان تقسيم كرد:
الف- دوره پيدايش و تأسيس اصول اعتزال كه بهوسيله واصل بن عطا و عمرو بن عبيد شخصيت اول و دوم معتزله در اواخر عصر اموى آغاز شد.
ب- روزگار شكوفايى و دستيابى به قدرت سياسى كه در زمان مأمون به وقوع پيوست؛ او مسلك اعتزال را بهعنوان مذهب رسمى حكومتش پذيرفت.
ج- دوره انحطاط و ضعف كه بعد از پيدايش اشاعره و از زمان متوكل عباسى آغاز شد كه مكتب اهل حديث را مذهب رسمى حكومتش قرار داد و معتزله در زمان او تحت تعقيب قرار گرفتند و از آن به بعد، نور معتزله خاموش و مكتب اشاعره رونق يافت.
وجه نامگذارى به معتزله
مشهور است كه بعد از قضيه حكميت در جنگ صفين، خوارج، حضرت على عليه السلام را به خاطر قبول حكميت گنهكار و كافر دانستند. ديدگاه خوارج درباره كافر شدن صاحب