بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٤٦
تجديد حيات سلفىگرى در قرن دوازدهم
قرنها سپرى شد كه با توجه به شخصيت منفى و مطرودى كه ابن تيميه در افكار و اذهان پيدا نمود تعاليم و آموزههايش در بوته فراموشى قرار گرفت تا اين كه نوشتههاى او به دست محمد بن عبدالوهاب افتاد. او در قرن دوازدهم براى احياى مكتب ابن تيميه بهپا خاست.
مورخان نوشتهاند كه اساتيد محمد بن عبدالوهاب، ضلالت و گمراهى را در چهره او حدس مىزدند و پدرش كه از علماى حنبلى بود بهخاطر حرفهاى كفرآميزى كه از او مىشنيد بارها او را سرزنش كرد و اول كسى كه در رد مسلك وى كتاب نوشت برادرش سليمان بن عبدالوهاب بود.
محمد بن عبدالوهاب با امير شهر «دِرعيه» محمد بن سعود (جد اعلاى حاكمان فعلى عربستان) پيمان همكارى بست «١»؛ بدينگونه كه شيخ محمد براى توسعه و تحكيم حكومت وى از دين و مذهب مايه بگذارد و او نيز براى گسترش رياست مذهبى او از نيروى نظامى استفاده كند. محمد بن سعود براى تحكيم پيمان، يكى از دختران شيخ محمد را براى پسرش عبدالعزيز خواستگارى نمود. اين همكارى بين وهابيت و خاندان سعودى هماكنون نيز ادامه دارد.
شيخ محمد از ميان تعاليم ابن تيميه بيشتر مسأله زيارت قبور و توسل را مورد نظر قرار داد و اساس دعوت خود را بر محور توحيد و شرك بنا نهاد؛ هر مسلمانى را كه براى زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله مىرفت يا به وى توسل مىجست مشرك ناميد و بلاد مسلمين را بلاد شرك خواند و جهاد با آنان را واجب دانست تا به آيين وى بازگردند «٢» و بدينسان با كمك خاندان سعودى حركت ويرانگرى عليه مقدسات اسلامى آغاز شد.
در سال ١٣٤٤ هجرى قمرى با فتواى علماى وهابى آثار قبور اهل بيت عليهم السلام در بقيع تخريب شد و همه اينها با چماق شرك و عبادت غير خدا انجام گرفت. از اين رو قبل از بررسى ديدگاه وهابيت به تعريف توحيد و شرك مىپردازيم.