بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٤١
هدايت كند آنان به صلاح بازگشته و هدايت مىشوند. مشيت او بر آن تعلق گرفته كه كافران را اصلاح نكند. اما خدا مىخواهد كه كافران در گمراهى، خوارى و سنگين دلى بدانگونه كه در علم اوست همچنان باقى بمانند.
نيكى و بدى به مشيت خداست اهل سنت به قضا و قدر ايمان دارند؛ آدميان از سود و زيان، چيزى در اختيار ندارند مگر آنچه خدا خواهد. «١» «٢»
از آنجا كه عقايد اهل حديث ظهور در تشبيه و تجسيم داشت و با اصول مسلم عقلى ناسازگار بود، مكتب اشعرى جايگزين مكتب اهل حديث گرديد.
ابن تيميه و احياى سلفىگرى
در اواخر قرن هفتم ابن تيميه از پيروان احمد بن حنبل به احياى مكتب او برخاست و تصرفات و اصلاحات ابوالحسن اشعرى را رد كرد و متكلمان را مورد انتقاد قرار داد و گفت: چنانكه احمد بن حنبل گفته، بيشتر متكلمان زنديقند. «٣»
ابن تيميه در عقايد دينى به ظاهر قرآن و حديث متكى بود و همه آيات و احاديثى را كه به خداى متعال اشارتى دارد آنها را بهصورت ظاهرى و لفظى تفسير مىكرد و چنان با اين عقيده انس داشت كه به قول ابن بطوطه روزى از فراز منبر گفت: خدا از آسمان به زمين فرود مىآيد به همينگونه كه من اكنون پايين مىآيم و آنگاه پلههاى منبر را يك به يك پايين آمد. «٤»
او با احياى سلفىگرى احمد بن حنبل، امورى را نيز بهعنوان عقايد سلف به عقايد اهل حديث اضافه نمود كه عبارتند از:
سفر براى زيارت پيامبر حرام است زيرا منتهى به شرك مىشود.
توسل به اولياى الهى حرام و شرك است.