بررسى مذاهب و فرق

بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٣٨

تا نقل. اين گروه ديدگاه اهل حديث را در مورد صفات الهى رد مى‌كردند و از تشبيه و تجسيم پرهيز مى‌نمودند. آنان طرفدار اختيار و آزادى انسان بودند و به حسن و قبح عقلى اعتراف داشتند در حالى‌كه نتيجه ديدگاه اهل حديث در تفسير توحيد در خالقيت، حاكميت جبر بر اعمال انسان بود و منكر حسن و قبح عقلى بودند. «١» درگيرى بين معتزله و اهل حديث ادامه داشت. گاهى پيروزى از آنِ اهل حديث و گاهى با معتزله بود و در حقيقت شاخص پيروزى آنان حكومت‌هاى اموى و عباسى بودند كه به هر طرف متمايل مى‌شدند كفه آن سنگين‌تر مى‌شد. تا آغاز حكومت مأمون (١٩٥ ه) قدرت در دست اهل حديث بود در حالى كه در دوران حكومت مأمون و پس از وى تا آغاز حكومت متوكل دوران درخشش و پيروزى معتزله بود «٢» تا آنجا كه ديدگاه آنان در مسائل الهى و قضا و قدر عقيده رسمى و مورد امضاى حكومت وقت به شمار مى‌آمد و مخالفان تحت پيگرد قرار داشتند. در اواخر حكومت بنى‌اميه مسأله جنجالى حادث يا قديم بودن قرآن مطرح شد. اهل حديث به قديم بودن آن و معتزله به حدوثش «٣» اعتقاد داشتند تا اين‌كه زمان مأمون فرا رسيد. او به بحث و مناظرات علمى گرايش داشت و به روحيه معتزله نزديك‌تر بود. از اين رو آنان توانستند خود را به او نزديك كرده و در حكومتش داراى مناصب قضائى و غير آن گردند و اهل حديث را كه قائل به قديم بودن قرآن بودند تحت تعقيب، شكنجه و زندان قرار دهند. قديم دانستن قرآن بعد از مأمون در زمان معتصم و واثق نيز بدعت محسوب مى‌شد. از اين رو احمد بن حنبل به‌خاطر اصرار بر قديم بودن قرآن از سوى معتصم زندانى شد تا اين كه زمان متوكل فرا رسيد. استقامت اهل حديث در راه عقيده- قديم بودن قرآن- و