بررسى مذاهب و فرق - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٠٤
آنان به پيروى از حديث «ثقلين» امامت را در اولاد على و فاطمه عليهما السلام منحصر مىكنند بدون اينكه بين فرزندان امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرق بگذارند. در حالىكه بايد امام بهعنوان جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله علم و دانش او را داشته و از مقام عصمت برخوردار باشد و همچنين در موارد ضرورى بايد امام بتواند براى اثبات امامتش معجزه بياورد؛ زيرا او مرجع مردم در بيان حلال و حرام الهى و تفسير آيات قرآن است و رهبرى جامعه تنها يكى از وظايف امامت است و چنين كسى تنها از راه «نص» مىتواند مشخص شود.
مردم يا خبرگان چگونه مىتوانند فردى را كه داراى اين صفات و ويژگىها باشد شناسايى كرده، به امامت برگزينند در حالىكه اعلميت و عصمت از امور پنهان و تنها براى خداوند متعال معلوم و آشكار است.
امام رضا عليه السلام كه خود از عترت و اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله است درباره امام و گزينش آن توسط مردم اينگونه فرموده:
... آيا مردم ارزش و جايگاه امامت را مىشناسند تا بتوانند امام انتخاب كنند؟! شأن و جايگاه امامت جليلتر، بزرگتر، بالاتر و داراى جوانب وسيع و عميقى است كه عقلهاى مردم نمىتواند بدان برسد تا امام را برگزينند. امامت، فضيلت، شرافت و مقام خاصى است كه ابراهيم خليل عليه السلام بعد از پيامبرى و دوستى با خدا داراى آن شد و خداوند فرمود: «انّى جاعِلُكَ لِلنَّاسِ اماماً» «١» من تو را امام مردم قرار دادم. و ابراهيم خليل از روى شادى گفت: «وَ مِنْ ذُرِيَّتى» آيا از نسل من نيز امام خواهد بود؟ خداوند فرمود: «لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ» عهد و پيمان من به ستمكاران نمىرسد. پس اين آيه، تا روز قيامت امامت هر ستمكارى را باطل كرد و آن در ميان افراد برگزيده قرار گرفت ... پس كجا اين نادانها مىتوانند امام انتخاب كنند؟! .... «٢»
در اين ميان روايات متواتر از طريق شيعه و سنى بر اين دلالت دارد كه منظور از عترت در حديث ثقلين، امامان دوازدهگانه با نامهاى مشخص هستند و اين روايات به چند دسته تقسيم مىشوند: