معارف قرآن (ج3)

معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦

اينجا مصيبت به دست خود فرزندان واقع شده بود. اگر مى‌خواست از ديگران كمك بگيرد به افشاى بيشتر فرزندان منجر مى‌شد و يعقوب چگونه آنها را طرد يا مجازات مى‌نمود. خلاصه، اينكه دراينجا تحمل و صبر، نيكوتر از سعى و كوشش براى يافتن يوسف بود چه اينكه اين طلب كردن، مفاسدى داشت. «١» از اين رو، صبر را برگزيد.
معناى صبر اين نيست كه انسان، خود را آماده هر مصيبتى نموده و صورت خود را براى سيلى زدن ديگران، آماده نمايد، يا مانند زمين مرده، زير دست و پاى ديگران بيفتد، مردم او را لگدكوب كنند و مانند سنگريزه مورد بازيچه قرار گيرد؛ بلكه انسان به حكم فطرت و شرع، موظّف به دفاع است و صبر عبارت است از اينكه انسان در قلب خود، استقامت داشته باشد تا بتواند به هنگام مصيبت، شدت و سختى، كنترل نظام نفس را در دست گرفته و از جاده عقل و شرع، خارج نشود.
صابر كسى است كه در مصائب و سختيها، استقامت به خرج داده و از پا در نيايد و هجوم رنجها و سختيها او را نلغزاند و از جاده عدالت، خارج نكند. «٢» سيد مرتضى (رض)، مى‌فرمايد: صبرى جميل است كه به خاطر خدا باشد. «٣» بنا به نقلى، امام باقر (ع) مى‌فرمايد: صبر جميل، صبرى است كه صابر، شكوه پيش خلق خدا نبرد. «٤» در مجمع البيان آمده، صبر جميل، صبرى است كه صابر نه شكوه پيش خلق برد و نه جزع و فزع نمايد. «٥» بايد توجه داشت كه شكوه به پيش خدا بردن و غم دل با وى گفتن و شكايت كردن، با صبر جميل منافات ندارد. آنچه كه ناپسند است اظهار جزع،، بى‌تابى و شكوه در نزد خلق است و به همين جهت در همين سوره از زبان حضرت يعقوب (ع) نقل مى‌كند كه‌