معارف قرآن (ج3) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٩
موسى از عذاب فرعونيان. اولى صبر و پايدارى مىطلبد و دومى سپاس و شكر لازم دارد. گرچه يادآورى ايام اللَّه چه در بعد شكست و چه در بعد فتح و پيروزى، نقش مؤثرى در بيدارى ملتها دارد و براى آنها حركت آفرين است، ولى تنها افرادى مىتوانند عبرت بگيرند كه از دو ويژگى صبر و شكر برخوردار باشند.
«انَّ فى ذلِكَ لَاياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ» با دقت در اين آيه معلوم مىگردد كه اگر انسان در شناخت ايام اللَّه دقيق باشد و با بينش عميق به آنها بنگرد دست غيبى را بروشنى در آن حوادث خواهد ديد.
صبر و توكل «وَ ما لَنا الَّا نَتَوَكَّلَ عَلَىاللَّهِ وَ قَدْ هَدينا سُبُلَنا وَ لَنَصْبِرَنَّ عَلى ما اذَيْتُمُونا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ» «١» چرا بر خدا توكل نكنيم و حال آنكه او راه ما را به ما بنمود و ما بر آزارى كه به ما مىرسانيد صبر خواهيم كرد و بايد توكل كنندگان بر خدا توكل كنند.
پيامبران بخوبى دريافته بودند كه منزوى ساختن و به عقب راندن آنان از مواضع خود يكى از اهداف دشمنان بهانه جوست. از اين رو، خود را به استقامت و برخوردارى بيشتر از نيروى غيبى مجهز مىكردند. آنان در اين مقوله به گفتن جملاتى چون «توكلت على اللَّه» و «الصبر مفتاح الفرج» قناعت نمىكردند، بلكه با منطق و كلام حاكى از وجوب توكّل و ضرورت صبر، استدلال كرده و مىگفتند: چرا ما به خدا توكل نكنيم؟ به خدايى كه نعمت هدايت را به ما ارزانى داشت، به كسى كه ما را به راههاى معرفت و سعادت، هدايت كرد و پيمودن آن را بر ما واجب ساخت. «٢» انبيا با اين استدلال، توكل و صبر را بر خود واجب كردند تا بدينسان با مخالفان معاند، اتمام حجت كنندكه آزار و اذيتشما نمىتواند سفيرانحق رااز رسيدنبه آرمانهاىمقدسشان بازدارد.
توكل بر خدا به معناى اعتماد به اوست. خدا به پيامبران و مؤمنان وعده يارى،